نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۷/۰۱/۰۵

 

 

 

زندگینامه سردار شهید احمد شول

 فرمانده گردان 416 عاشورا و فرمانده  واحد ادوات (ضد زره) لشگر 41 ثارالله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

 

 

 

سردار شهید« احمد شول» پاسدار حریم اسلام  در سال 1336 هجری شمسی در خانواده ای فقیر و عشایری که اسلام در رگ و پوستشان عجین شده بود در روستای  امیرآباد شول در شهرستان  سیرجان پای به عرصه وجود گذاشت اما مدتی بعد  خانواده ی احمد از امیراباد به روستای مجاور یعنی دارستان رفته و ساکن شدند. مهاجرت به روستای دارستان با مراحل رشد و  نمو و تکوین شخصیت احمد توام شد .

 

 

 

 احمد ،  زندگی را در فقر آغاز نموده بود . فقری که مانع از آن می شد که بتواند تحصیلاتش را به پایان برساند. لذا در اوج علاقه مندی به ناچار با اتمام تحصیلات ابتدائی مدرسه را ترک گفت تا بتواند در امرار معاش ، پدر را یاری کند.

 

 

 

احمد از همان کودکی و در هنگامی که به تازگی خواندن و نوشتن را یاد گرفته بود نام حسین (علیه السلام) را بخوبی یاد گرفت ، هنوز کودکی تازه سواد بود که در مجالس روضه خوانی و پای منبر در حد توانش نوحه سید الشهداء را سر می داد و با صدای نازکش دل عاشقان می لرزاند و به یاد عاشورا می انداخت.

 

 

 

یکی از بارزترین خصوصیات اخلاقی احمد از اوان کودکی ، علاقمند ی ایشان به مطالعه کتب دینی بود و با توجه به اینکه در آن زمان ، دسترسی به کتاب در روستا  مشکل بود ، احمد از نزدیکانی که به مسافرت می رفتند تقاضا می کرد که برایش کتاب بیاورند. مطالعه بر بینش او می افزود و اشتیاق احمد را برای فهم فلسفه ی  قیام و واقعه ی جانسوز کربلا شعله ور می کرد.

 

 

 

او از کودکی مقیّد به احکام دینی بود و نماز می خواند و  همزمان نیزعلاقمندی به آستان اطهر اهل بیت ( سلام الله علیهما ) در او شکل می گرفت.

 

 

 

اهالی روستای دارستان هنوز طنین صدای پرسوز و  کودکانه ی احمد را بخاطر دارند که  و در شبیه خوانی ایام محرم با افکندن روپوش بر صورت و خواندن نقش حضرت سکینه ( سلام الله علیها ) دختر بزرگوار امام حسین ( علیه السلام )  همراه با لحن خوش و حرکات کودکانه اش اشک را مهمان چشمهای تماشاچیان تعزیه میکرد.

 

 

 

تعدادی از نسخه های تعزیه که پس از فرسودگی  به خط احمد بازنویسی شده اند در بین نسخ به جا مانده از آن سالها یادآور اهتمام  وافر ایشان به مجالس عزاداری سرور شهیدان عالم است و هنوز پس از گذشت سالها اهالی روستای دارستان اذعان دارند که ذاکری اهلبیت ( سلام الله علیهما ) از علاقمندی های پایان ناپذیر احمد در تمام سنین بوده است.

 

 http://emhashtad.persiangig.com/image/amd.jpg

 

بی شک خاکبوسی این آستان پاک ، در تربیت و پرورش احمد نقشی مهم ایفا کرد ، تا به جایی که سالها بعد هم مداح اهلبیت ( سلام الله علیهما )  و هم از فرماندهان شایسته هشت سال دفاع مقدس بود.

 

 

 

 

 

باری  احمد پس از چند سال تلاش و کار بی وقفه و توان فرسا پای به سرباز خانه گذاشت و این همزمان با شروع مبارزات امت اسلامی بر علیه رژیم پهلوی بود. وی که اکنون جوانی برومند شده بود مرتباً مرخصی می گرفت و یا فرار می کرد تا بتواند در شهر خود در سرنگونی رژیم پوشالی سهمی داشته باشد.

 

 

 

 احمد از جمله فعالترین افراد انقلابی روستای خود به شمار می رفت.

 

 

 

نخستین کسی که پوسترهایی سیاه و سفید از عکس امام را تهیه در مسجد روستای خود ( دارستان  ) در منظر عموم نصب کرد تا علناً به تبلیغ قیام اسلامی بپردازد احمد بود.

 

 

 

احمد جوان  در روشن کردن اذهان اقوام ، دوستان و هم ولایتی های خود در ارتباط با علت  ظهور انقلاب اسلامی و اهمیت حمایت از آن،  تلاش فراوانی می نمود که صحبت های احمد با توجه به شخصیت قابل قبول او ، مورد توجه و دقت واقع می شد.

 

 

 

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آرزویی که او سالها انتظار آنرا می کشید برآورده شد و طلیعه حکومت اسلامی نمایان گشت. وی که  هموراه در پی فرصت خدمت به انقلاب و امام  بود، بهترین راه را درآمدن به لباس پاسداری دانست .لذا همزمان با تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، وارد این ارگان مقدس شد و خالصانه خدمت را شروع نمود.

 

 

 

احمد در سپاه ، مرد استقبال از سختی ها بود و هر گاه  ماموریتی سخت و پر مخاطره ای در پیش  بود ، شجاعانه و  داوطلبانه از دیگران سبقت می گرفت.

 

 


 

 

مأموریتهای فراوان او به نقاط محروم  کشور از جمله جیرفت، سیستان و بلوچستان و شرکت در نبردهای کردستان و در شهرهای سنندج و مهاباد ، خود حالی از این موضوع است.

 

 

 

همزمان با شروع جنگ تحمیلی صدام و دیگر ایادی استکبار جهانی برعلیه ایران شکوهمند اسلامی ، مشتاقانه به سوی جبهه های نبرد شتافت و زندگی سخت در شرایط جنگی را بر دامنه ی امن زندگی در پشت جبهه ها ترجیع داد.

 

 

 

 وقتی احمد از جبهه صحبت میکرد آنچنان با شوق و لبخند رضایت سخن می گفت که گویی جبهه برای او نه تنها سخت ، بلکه یک سیاحت و گردش ارزشمند معنوی بود که  پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز فرمودند:

 

- هر امتی را سیاحتی است و سیاحت امت من جهاد در راه خدا است .

 

 

 

شرکت احمد درعملیات های  فتح المبین، بیت المقدس، خیبر، بدر، والفجرهشت و کربلای یک ، حاکی از تعهد و پایبندی او به عقب راندن دشمن از این آب و خاک و پاسداشت خون شهدای گلگون کفن بود.

 

 

 

احمد در جبهه ابتدا مسئولیت را با فرماندهی گروهان شروع نمود و تا فرماندهی گردان به پیش رفت و هنگام شهادت ، فرمانده گردان 416 لشکر 41 ثارالله بود.

 

 

 

سردار شهید احمد شول  نه تنها یک فرمانده لایق در صحنه های نبرد با دشمن متجاوز بلکه همزمان یکی ازارادتمندان آستان اهل بیت عصمت و طهارت ( سلام الله علیهما ) نیز بود و وقتی شروع به مداحی و نوحه و مرثیه می کرد  صدای ناله و گریه حضار بلند می شد.

 

 

 

سردار سپاه اسلام شهید احمد شول که با سوز غمگنانه صدایش گرمی محفل عزاداران حسین(علیه السلام) بود یک عمر با عشق حسین (علیه السلام) زندگی کرد و سرانجام در دوازدهم تیرماه 1365 در عملیات کربلای یک مهران به یاد سرور و سالار شهیدان عالم حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) و به تبعیت از مولایش با لب تشنه به سوی دیدار حق شتافت و به درجه ی اعلای شهادت نائل شد.

 

 

 

احمد لحظه ای از یاد مصائب کربلا غافل نماند به گونه ای که حتی در گوشه ای از وصیت نامه اش  چنین رقم کرد:

 

 - مادر اگر دلت برای من تنگ شد به یاد من که نه برای شهدای کربلا گریه کن.

 

 

 

و نیز خطاب به بازماندگان از کاروان شهادت ، ولایت را شرط اصلی خواند و  نوشت:

 

- مردم امام را رها نکنید. تمام هستی ما فدای رهبری و ولایت...حکومتی که بر اصل ولایت استوار باشد ثمره خون شهیدان است.

 

 

 

سردار شهید احمد شول این  علمدار سرفرازجبهه و مرد تمام قامتِ دفاع از میهن اسلامی 48 ساعت قبل از شهادت ، وقتی که با خانواده و مادرش خداحافظی میکرد حال عجیبی داشت. لحظه ی وداع ،  اشک شوق از چشمانش جاری  بود و مانند پرنده ای که شوق پرواز بیقرارش کرده ، بی تابی عجیبی در او مشاهده می شد.

 

 

 

آری ، احمد به قافله سرخ شهداء پیوست که سر سلسله ی آن حسین بن علی ( ع) است.

 

 

 

او یار نزدیک و دیرینه ی حاج قاسم بود.به گونه ای که در فراق سردار شهید احمد شول ،سردار سلیمانی با چهره ای اندوهگین گفت:

 

- احمد فاتح قلاویزان و قهرمان مهران و مرد جبهه های پیکار و حماسه از فتح المبین تا کربلای یک بود.

 

 


در باره سردار شهید احمد شول می توانید از لینک های زیر نیز بازدید بفرمائید:

ویدئوی تشریح عملیات توسط سردار شهید احمد شول و  سردار حاج قاسم سلیمانی

ویدئوی گریه سردار قاسم سلیمانی در سوگ سردار شهید احمد شول و دیگر همرزمان

مصاحبه با مادر شهید احمد شول : نمی دانستم احمد فرمانده است!


 

 

 

 

 

 

زندگینامه شهدا+زندگی نامه شهدا+زندگی نامه شهیدان+عکس شهدا+عکس شهیدان+عکس شهید احمد شول+عکس سردار شهید احمد شول+ زندگینامه شهیدان+شهدای استان کرمان+شهیدان استان کرمان+فرماندهان شهید+شهدای فرمانده+شهدای مداح+گردان 416 عاشورا لشکر ثارالله کرمان+ یاران حاج قاسم سلیمانی+همرزمان حاج قاسم سلیمانی+وصیت نامه شهدا+وصیتنامه شهدا+وصیتنامه شهیدان+وصیت نامه شهیدان+مداح شهید+شهدای روستای دارستان+شهیدان روستای دارستان+ شهدای روستای امیراباد شول+شهیدان روستای امیراباد شول+شهیدان سیرجان+شهدای سیرجان+سرداران شهید+سردار شهید احمد شول+زندگینامه سردار شهید احمد شول+ زندگی نامه سردار شهید احمد شول+زندگی نامه شهید احمد شول+زندگینامه شهید احمد شول+وصیت نامه سردار شهید احمد شول+وصیتنامه سردار شهید احمد شول+ وصیت نامه شهید احمد شول+وصیتنامه شهید احمد شول+ عملیات کربلای یک مهران+عملیلات کربلای 1 مهران+ سرکوب ضد انقلاب در کردستان+شول ها+طایفه شول+ایل شول+طوایف شول+تاریخ شول+فرار از پادگان+شهدای عملیات کربلای 1 مهران+ شهیدان عملیات کربلای یک مهران+ شهدای عملیات کربلای یک مهران+ شهیدان عملیات کربلای 1 مهران+تعزیه خوان شهید+شبیه خوان شهید+ذاکر شهید+نوحه خوان شهید+shahid ahmad shool+ghasem soleimani+karbalaye 1+ mehran+shahidan kerman+shahidan sirjan+shahidan darestan+darestan sirjan+amirabad shool+

موضوعات مرتبط: دارستان، امیرآباد شول، سیرجان
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۷/۰۱/۰۵
 
شهيد "علي‌يار شول" در سال ‪ ۱۳۳۷‬در خانواده‌اي متدين و متعهد در روستاي اميرآباد سيرجان از توابع استان كرمان ديده به جهان گشود. وضع مالي خانواده او در حد معمولي و متوسط بود و از امكانات رفاهي چنداني برخوردار نبودند، به همين ترتيب روستاي محل تولد او نيز امكانات چنداني نداشت اما خانواده شهيد داراي ايمان، تدين و تعهد بالايي بود. شهناز شول خواهر شهيد شول مي‌گويد: هنگامي‌كه پدرم نماز مي‌خواند، مي‌گفت كه پشت سر من بايستيد و من آن چه كه در نماز مي‌گويم و هركاري مي‌كنم شما نيز بگوييد و انجام دهيد. بديهي است در چنين خانواده‌اي روابط اعضاي خانواده نيز با يكديگر شايسته و پسنديده است بطوري كه خواهرش مي‌گويد: با هم مهربان بوديم و هيچ مساله و اختلافي كه باعث ناراحتي روحيه بچه‌ها شود بين ما وجود نداشت ...



بعد از تولد علي‌يار خانواده او تا وقتي كه آن شهيد وارد كلاس دوم ابتدايي شد در روستاي اميرآباد بودند و سپس به روستاي دارستان و پس از آن به روستاي ملك آباد سيرجان عزيمت كردند. شهيد علي يار شول همزمان با درس خواندن در مقطع ابتدايي كار مي‌كرد و اين مقطع را با موفقيت به پايان رساند. او در كنار فعاليتهاي تحصيلي، در ساير فعاليتهاي مذهبي، فرهنگي و اجتماعي نيز شركت داشت. وي به رغم اينكه از هوش و استعداد سرشاري برخوردار بود به علت مشكلات و موانع اقتصادي نتوانست بعد از كلاس ششم ابتدايي ادامه تحصيل دهد. از حدود سالهاي ‪ ۵۶‬و ‪ ۵۷‬وارد فعاليتهاي سياسي ضدرژيم ستمشاهي شد و ديگران را نيز به شركت در اين فعاليتها تشويق مي‌كرد.

شهيد شول خدمت سربازي خود را در سال ‪ ۱۳۵۵‬در شيراز شروع كرد و در سال ‪ ۱۳۵۷‬هنگام با پيروزي انقلاب اسلامي بخشيده شد. دو سه ماه پس از آغاز جنگ تحميلي ازدواج كرد، يكي از همرزمان آن شهيد مي‌گويد: بيش از چهار پنج روز از داماديش نگذشته بود كه گفت وظيفه دارم در جبهه حضور پيدا كنم و به مادرش گفت شما كنار همسرم باشيد و او را به خدا مي‌سپارم اگر آمدم چه بهتر و اگر نيامدم دست اين عروس را بگير و چون مادر وهب استوار و محكم جلو دشمن بايست من وظيفه دارم و بايد به جبهه بروم. يكي ديگر از همرزمانش مي‌گويد: در آخرين سفر كه عازم جبهه بود آنگاه كه كل نيروهاي گردان سوار بر اتوبوس شده بودند يك بار به راننده گفت چند لحظه صبر كن سپس با ماشين شخصي‌اش يك دور كامل به دور خانه‌شان زد و برگشت افراي كه ناظر بودند از اين كارش متعجب شدند اما شهيد گفت: اين طواف وداع بود.

وي در جبهه متحمل جراحات و مجروحيتهاي فراوان شد و فداكارانه تمامي آنها را تحمل كرد و هرگز زبان به بي‌تابي نگشود. سروناز شول خواهر آن شهيد مي‌گويد: چند بار كه در جبهه مجروح شده بود حتي محل زخم و جراحت خود را به ما نشان نمي‌داد.

اصغر احسان‌زاده همرزم شهيد مي‌گويد: در اوايل عمليات كربلاي يك پايش تير خورد بچه‌ها به او گفته بودند شما بايد عقب برويد زيرا نمي‌توانيد با اين پاي زخمي‌تان در عمليات شركت كنيد ولي شهيد پايش را بسته بود و دوباره رفته بود، اما ديده بود كه نمي‌تواند در عمليات شركت كند آمد، ديديم مي‌لنگد پرسيديم چي شده؟ گفت: هيچي فقط كمي زخم شده.! چنين روحياتي بود كه او را آماده شهادت ساخته بود، او شيداي شهادت شده بود و جز شهادت نمي‌طلبيد و جز با شهادت آرامش نمي‌يافت. علي احمدي‌پور همرزم ديگر شهيد مي‌گويد: در روز هفتم بهمن ماه سال ‪۱۳۶۵‬ در عمليات كربلاي ‪ ۵‬بعد از جدا شدن شهيد شول از بيسيم‌چي، خود من شاهد اصابت گلوله به او بودم كه منجر به شهادت وي گرديد ولي طوري بود كه جسد براي ما قابل حمل نبود و لذا پيكر مطهر وي به مدت ‪ ۹‬سال در منطقه ماند. پيكر مطهر سردار رشيد اسلام شهيد علي يار شول پس از انتقال به استان كرمان در گلزار شهداي بهشت زهراي سيرجان به خاك سپرده شد.

از آن شهيد سه فرزند به نامهاي هادي، سميه و حسين به يادگار مانده است.
منبع : w w w . k a v i r a n n e w s  .c o m
موضوعات مرتبط: امیرآباد شول
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۷/۰۱/۰۵

 برای مشاهده 2 وبلاگ  از مجتمع فرهنگی مذهبی روستای عزت اباد سیرجان روی تصاویر زیر کلیک کنید

 

عزت آباد سیرجان     عزت آباد سیرجان

موضوعات مرتبط: عزت آباد
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۷/۰۱/۰۵

فهرست الفبایی شهدای شهرستان سیرجان

بر اساس حرف اول نام خانوادگی

 

«الف»

احمد علی آباده ای 

علی آباده ای

محمد رضا آباده ای

علی آبدری

علی شیر آبیار

داوود آخوندی

علی جان آذرپیرا

فتح الله آذرش

عزیزالله آذرکردار

رمضان آرامیده

جهانگیر آزادیخواه قهستانی

ایرج آزم

ضرغام آقابیگی پور

اصغر آقا خانی نژاد

علیرضا آقاخانی نژاد

رضا آگوش

نعمت الله اباذر نژاد

حسین ابراهیم پسوجانی

سید رضا ابطحی مهره

سید نظام الدین احسائی

محمد باقر احمدی سعادت آبادی

مسعود احمدی گسمونی

منصور احمدی گسمونی

عباس ارجمند قهستانی

محمد رضا ارجمند تاج الدینی

غلامعباس ارکیان

رسول اسدی بشنه

اصغر اسدی پسوجانی

سعید اسدی عمادآبادی

قاسم اسدی زیدآبادی

محمد حسن اسدی زیدآبادی

یحیی اسدی پسوجانی

حسن اسطوری

احمد اسفندیارپور

اسماعیل اسفندیارپور

محمد رضا اسفندیارپور

ماشاالله اسفندیاری

یحیی اسکندری نسب

حسن اسلامی دهنوی

فتح الله اسلامی محمودآبادی

منصور اسماعیل زاده

منوچهر اسماعیل زاده

علی اسماعیلی

مرتضی اشعه شعار

خلیل اصغری

محمدرضا اطمینان

محمود افشار

محمد افضلی پور فریدونی

علی اکبر الماسی پاریزی

ابن علی امامی پناه

غلامعباس امانی

محمود امین عباسی

محمد اناری

حسن اندایش

عبدالله اندایش

احمد علی انصاری نژاد

محمد انصاری نژاد

سعدالله ایران پور

اعظم ایران شمس

ارسلان ایران نش

علی ایران منش پاریزی

علی ایران منش پاریزی

علی ایران منش پاریزی

اصغر ایران نژاد

رمضان ایران نژاد

سید محمد ایران نژاد

سید محمد ایران نژاد

محمد رضا ایران نژاد

محمد رضا ایران نژاد

محمد علی ایران نژاد

ناصر ایران نژاد

غلامرضا ایزد آبادی

«ب»

 

عباس بادیه نشین

محمد بازدار

کرامت بازماندگان

احمد بختیاری

ابوالقاسم بداغی

دادالله برزخ

غلامرضا برزکار

اکبر برزگر پاریزی

علی برزگر پاریزی

محمد مهدی برهان

سعید بشیری

اکبر بلوردی

حسین جان بلوردی

علی بلوردی

عباسعلی بمانادی

منصور بیمدی نژاد

جهانگیر بنی اسدی

محمد رضا بنی اسدی پور

اکرم بهاالدینی

محمد حسین بهادری زاده

اصغر بهرامی

محمد بهرامی

عبدالله بیگلری نسب

«پ»

 

زکریا پاریزی نژاد

محمود پرماس

محمود پرواز

علی پورابراهیم آبادی

علی پورامینایی

قربانعلی پورامینایی

فیض الله پورپاریزی

سیدرضا پورجعفرآبادی

محمدرضا پورجعفرآبادی

اکبر پورخسروانی

حمیدرضا پور خسروانی

رضا پورزرندی

علی پورشاه آبادی

احمد پورفریدونی

غلامرضا پورفریدونی

سید نعمت الله پورفریدونی

غلامرضا پورفریدونی

نعمت الله پورفریدونی

محمد علی پور قرایی پاریزی

احمد پور مهدی آبادی

رضا پورمهدی آبادی

محمد علی پیش بین

غلامرضا پیشه

«ت»

 

رضا تاج آبادی پور

یدالله تانوردی نسب

محمد رضا تعویقی

محمد تکلوزاده

محمد توحیدی

ابراهیم تهامی

محمد تهامی

علی اکبر تیموری

«ج»

 

عبدالله جانی پور

محمد مهدی جدید

قاسم جواهری

محمد علی جواهری

حسن جوکار

علیرضا جهانشاهی

محمد جهانشاهی نیا

محمد جهانگیری

یعقوب جهانگیری

«چ»

 

اکبر چابک

علی چهارگنبدی محمودی

«ح»

 

جعفر حاتمی

منصور حاجتمند

اصغر حافظی قهستانی

اکبر حافظی قهستانی

امیر حسین حافظی قهستانی

علی حافظی قهستانی

سید محمد علی حجازی

غلامرضا حدیدی

مهدی حسن زاده

حمید حسینی

سید احمد حسینی

سید غضنفرحسینی نژاد

علی اصغر حصاری

علی جمعه حسینی

سعید حکیمی پور

احمد حیدری لری

بختیار حیدری

حسن حیدرآبادی زاده

 حسن حیدری لری

حمید حیدری زاده

غلامحسین حیدری زاده

غلامحسین حیدری لری  

مختار حیدری نسب

مهدی حیدری نسب

یارالله حیدری

«خ»

 

ریحان خادمی پور

موسی خادمی پور

اسماعیل خاکسار

محمد علی خالقی بارچی

عبدالحسین خاموشی

حسین خانی زاده

عباس خدابخشی پاریزی

علی خدابخشی پاریزی 

عباسقلی خدادادی

احمد خداکرم پور

علی خداکرم پور    

جعفرخداکرم پور

عباس خداکرم پور

غلامعباس خدایاری

غلامرضا خدری

احمد خراسانی

علی خراسانی

محمد خراسانی زیدآبادی

نعمت الله خراسانی نیا

هوشنگ خرم

علی اکبر خسرو بیگی برچلویی

غلامعباس خضری

خداداد خضری پور

عبدالله خضری نژاد

حمید خواجویی

عبدالعظیم خواجویی نژاد

عبدالله خواجویی

عبدالله خواجویی نژاد

عظیم خواجویی قرایی

مجید خواجویی نژاد

محسن خواجویی

محمد خواجویی نژاد

محمد خواجویی نژاد

مراد خواجویی سیرجانی

علی اکبر خوارزمی

محمد رضا خورتن

«د»

 

احمد دره گرایی

ابوالقاسم دریابیگی

مسعود دلاوری پور پاریزی

غلامرضا دهشیری زاده

علی نقی دهیادگاری

«ذ»

 

حمید ذاکری

«ر»

 

محمد علی رادفر

محمد راستگو پاریزی

عبدالله رئیسی

محمد حسین رحیمی

حسین رسولی فریدونی

غلامرضا رسولی گوئینی

محمد رضا رسولی گوئینی

رستم رشیدی

علیرضا رضایی لری

محمود رضایی لری

سید اسماعیل رضوی نسب

سیدعلی اکبر رضوی نسب

سید ضیا رضوی نسب

سید قاسم رضوی نسب

علی رضوی ناچوئی

ابراهیم رنجبر توتوئی

احمد رنجبر توتوئی

غلامحسین رنجبر توتوئی

محمد اسماعیل رنجبر توتوئی

نعمت الله رنجبر

یدالله رنجبر

علی روح الامینی

یعقوبعلی روح الامینی

«ز»

 

علیرضا زعیمی زاده

منصور زنده روح

مهدی زندی نیا

احمد زیدابادی نژاد

اکبر زیدابادی نژاد

جعفر زیدابادی نژاد

چراغعلی زیدابادی

عباس زیدابادی نژاد

عبد العلی زیدابادی نژاد

علیرضا زیدابادی نژاد

غلامرضا زیدابادی نژاد

محمد زیدابادی نژاد

محمود زیدابادی نژاد

منصورزیدابادی نژاد

«س»

 

قباد ساردوئی نسب

محمود ساردوئی نسب 

یوسف ساردوئی نسب

حسن سالاری

جانعلی سالاری

علیرضا سالاری

کرامت سالاری

محمد علی سالاری

محمدرضا ساوه

ابوالقاسم ستوده بحرینی

رضا ستوده نیا

مسعود ستوده نیا کرانی

مسعود ستوده نیا کرانی

مهدی ستوده نیا کرانی

سید عبدالمهدی سجادیان

محمدرضا سرافراز

علی سرچهانی

مهدی سریزدی

منصور سعدلو پاریزی

محمدرضا سعید پور پاریزی

حمیدرضا سلطانی پور

علی سلطانی پور

محمدرضا سلیمانزاده

غلامرضا سلیمی

کرامت سیاهکوهی

محمدجواد سیوندی

«ش»

 

اکبر شاهبداغی

مرادعلی شاهدادی

ابراهیم شاهمرادی

عبدالله شاهمرادی

علی شاهمرادی

غلامحسین شاهمرادی

مهدی شاهمرادی

علی شریف پور

حسن شکاری مکی آبادی

ابراهیم شول (محتشم)

احمد شول

عطاالله شول (محتشم)

علی یار شول

اسماعیل شهبا

حسین شهبا

حمزه شهبا

مهدی شهبا

خدایار شیبانی

محمد شیبانی

«ص»

 

اسحاق صادقی

ذوالفقار صادقی

علی اکبر صادقی پاریزی

علیمراد صادقی گوغری

فریدون صادقی گوغری

محمد صادقی گوغری

حمید صادقیان

فریبرز صالحی

مجید صحبت

ماشاالله صفاری

حمدالله صفی نژاد

مسعود صمدی تیرانداز

«ط»

 

ماشاالله طالبی پور

محمد طاهری نیا

الله کرم طغرلی

مهدی طلابیگی

محمد مهدی طلوعی

محمد رضا طوسی خجسته

هوشنگ طهماسب پور

«ع»

 

غلامرضا عابدینی

غلامحسین عباس پور

حسن عباسلو

رمضان عباسلو

یدالله عباسلو

حسن عباسی قرایی

عباس عباسی

محمد عباسی قرایی

احمدعلی عتیقی

مهدی عتیقی

علی عرب کرانی

منصور عرب گوئینی

غلامرضا عرب نژاد

حسن عربی

عباس عربی

احمد عزت آبادی

جواد عزت آبادی

حبیب الله عزت آبادی

رضا عزت آبادی

رضا عزت آبادی

عباس عزت آبادی

عطاالله عزت آبادی

محمدرضا عزت آبادی

منصورعزت آبادی

فرهاد عسکری

محمد رضا عسکری بدوئی

محمدعلی عسکری پور

مهدی عسکری

مهدی عطاجعفری

علی اصغر عظیم نژاد

سید ضیاء علوی

علی علی بیگی نژاد

محمد علی بیگی نژاد

مصطفی علی بیگی نژاد

رحمت الله علیرضایی

علیرضا علیایی

اسماعیل علیزاده

مسعود علیزاده

مهدی علیمحمدی

نعمت الله علی میرزا حسینی

علی عمادآبادی

حسین عنایتی

اکبر عوض پور

«غ»

 

علیرضا غربا

علیجان غضنفر پور

«ف»

 

علی فارسی نژاد

محمد فارسی نژاد

محسن فتاحی زاده

محمدرضا فتاحی زاده

احمد فخرآبادی پور

کریم فخرآبادی پور

محمدجواد فروتنی

محمد علی فروتنی

اسدالله فیاض بخش

عباس فیروزآبادی

عباس فیروزآبادی

غلامرضا فیروزآبادی

«ق»

 

حسین قاسمی نژاد

سلیمان قاسمی نژاد

علیرضا قاسمی نژاد

علیرضا قاسمی نژاد

عنایت الله قاسمی نژاد

ماشاالله قاسمی نژاد

محمد حسین قاسمی

محمد قدردانی

محمد مهدی قدسی زاده

دانشگر قرایی قلعه خانی

غلامحسین قرایی

منصور قرایی زاده

منصور قرایی زاده سیرجانی

علی قلندری

اسماعیل قویدل

رمضان قویدل

قباد قویدل

«ک»

 

محمد علی کرانی

رضا کشاورز

علی کشتکار

علیشاه کمال آبادی

محمود کمالی

اصغر کوچک زاده

سلمان کوچکی

محمد مهدی کوچکی

علی اصغر کوهستانی

«گ»

 

رضا گلزاری

علی گلزاری

محمد گلزاری

ابراهیم گلستانی

حسین گل محمد پور

بیژن گل محمدی

محمد گوشکی

«ل»

 

اسدالله لری اسماعیلی

غلامعباس لری پور پاریزی

مهدی لری پور فریدونی

بهباز لری رضایی

اسفندیار لری فریدونی

علیرضا لری فریدونی

محمد رضا لری فریدونی

احمد لری گوئینی

امان الله لری گوئینی

علی لری گوئینی

رمضان لری نیا

مهدی لری نیا

«م»

 

رضا محمد اسماعیل پور

محمدرضا محمد حسینی

سعید محمد رفیع زاده

بهادر محمدزاده

غلامرضا محمدی نژاد

احمد محمودآبادی

اکبرمحمودآبادی

اکبر محمودآبادی

حسن محمودآبادی

حمید محمودآبادی

محمد محمودآبادی

محمدعلی محمودآبادی

محسن محمودآبادی

محمد محمودآبادی

محمود محمدآبادی

فوادالدین محمودی

خدابخش محیاپورلری

درویش محیاپورلری

غلامرضا محیاپورلری

محمد محیاپورلری

محمد محیاپورلری

محمود محیاپورلری

محمدحسین مختاری

محمدرضا مرادی

علی مرادی پور

علی اکبر مریدی

محمدجعفر مستقیمی

محمد مستقیمی

مسعود مستقیمی

داریوش مسعودی

ابراهیم معصومی پور

درویش معصومی نیا

احمد معظمی

عبدالرضا معطنی

نوربخش مقیمی

احمد علی مکی آبادی

حسن مکی آبادی

حسن مکی آبادی

صمدالله مکی آبادی

عباس مکی آبادی

محمد مکی آبادی

محمد مهدی مکی نسب

حسین ملازینلی

غلامرضا ملازینلی

اکبر ملک پور افشار

جمعه ملک شاهی

محمدرضا ملک شاهی

اصغر موسایی پور

علی اکبر موسایی پور

غلامحسین موسایی پور

سید حسن موسوی

سید حسین موسوی

سید محمود موسوی

مهدی موقری پور

رحیم مهاجری نسب

مهدی مهجور شفیعی

حسین مهدی زاده

محمدرضا مهدی زاده

خداداد مهنی نژاد

غلامحسین میرزایی نژاد

نادر میرنام نیها

احمد میمندی پاریزی

«ن»

 

حسین نادری

حسین نادری پور

محمد نادری

منصور ناصری

غلامعباس نجاتی پور

اسدالله نجارپاریزی

حسین نجف آبادی

ابراهیم نجمی

علیرضا نجمی

بازعلی نجمی نژاد

رضا نجمی نژاد

محمدرضا نجمی نیا

اصغر نژاد بیگلری

اکبر نژاد بیگلری

کورش نژاد بیگلری

موسی نژاد حیدری

ناصر نژاد شاهبداغی

هیبت الله نژاد شاهبداغی

احمد نژاد کورکی

محمد رسول نژاد کورکی

محمد نژاد منساری

احمد نصرت آبادی

اکبر نصرت آبادی

محمد نصرت آبادی

مهدی نصرت آبادی

مهدی نصیری لاری

غلامعباس نظری

احمد نور محمدی

ایرج نورمندی پور

عباس نورمندی پور

مجید نورمندی پور

محمد نورمندی پور

محمد حسن نورمندی پور

مختارنورمندی پور

حسین نیازمردی

«ه»

 

حسن هادی زاده

نعمت الله هاشمی نیا

محمدرضا هندیزی

اسماعیل هنری

«ی»

 

احمد یاراحمدی

اصغر یارخدا

غلامعلی یزدانی فر

رضا یزدی یحیی آبادی

ابوالقاسم یعقوبی پور

اسحاق یعقوبی پور

حسن یعقوبی پور

علی اصغریعقوبی پور

ماشاالله یعقوبی پور

محمد یعقوبی پور

محمد یوسفی پور

عبدالحسین یونسیان

عباسعلی خدادادی

منبع: w w w . s i r j a n o r o o j . b l o g f a. c o m

موضوعات مرتبط: سیرجان
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۷/۰۱/۰۵

 

نام ونام خانوادگی:شهیدمنصور حاجتمند

نام پدر:عباس

تاریخ تولد:17/11/1345

تاریخ شهادت:4/8/1362

محل شهادت:مریوان

نام عملیات:والفجر4

زندگینامه:

دانش آموز بسیجی ،شهید منصور حاجتمند در سال 1345 در خانواده ای مذهبی متولد شد . تحصیلات خود را تا دوره ی راهنمائی ادامه داد . برای اداره ی زندگی و تامین خرج به همراه پدر به کار و تلاش پرداخت و با مشکلات و سختیهای زندگی روبرو گردید.

جوانی کم حرف ولی شجاع بود . دشمنی سختی با ضد انقلابیون داشت. آرزویش رفتن به جبهه و جنگیدن با دشمنان اسلام و انقلاب بود. در روز اعزام چنان شاد و خوشحا ل از خانواده و اقوام جدا شد که همه را مات و مبهوت ساخت. این جوان ایثارگر عاقبت در سال 1362 در حالی که بیش از 17 سا ل نداشت دعوت حق را لبیک گفت و به ضیافت الهی شتافت و خون پاکش را به سرزمین ایران هدیه نمود.«روحش شاد و یاد و نامش چراغ راه حق طلبان باد»

فرازی از وصیتنامه ی شهید:

امیدوارم که راه مرا ادامه دهید،به سخنان ضد انقلاب گوش نکنید و غیر از راه خدا راه دیگری را انتخاب ننمائید.

منبع: w w w . s i r j a n o r o o j . b l o g f a. c o m

موضوعات مرتبط: خسروانی
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۷/۰۱/۰۵
سایت هیئت عزاداران حسین ابن علی ع امیر آباد شول آغاز به کار کرده است.

برای مشاهده ، روی این آدرس http://www.hosseinebneali.com کلیک کنید.

موضوعات مرتبط: امیرآباد شول
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۷/۰۱/۰۵

مخابرات ملک آباد- عکس شماره 1 


 مخابرات ملک آباد- عکس شماره 2

موضوعات مرتبط: خواجوشهر
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۷/۰۱/۰۵

برای دیدن عکسها در اندازه بزرگ ، روی آنها کلیک کنید.

ورود اولین ضریح برای مرقد امام زاده علی ع- سالهای دور:

عکاس:؟

کاشیکاری گنبد قبلی امام زاده علی ع:
 
عکاس:محمد شول


طرح جدید گنبد و سرای امام زاده علی ع ، کارها به سرعت پیش میرود:

 عکاس:محمد شول

موضوعات مرتبط: امام زاده علی ع
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۶/۱۲/۲۴

گلیم دارستانبافت گليم در جوامع عشايري و روستايي تقريبآ حالت حرفه اي غير دايم و فصلي دارد. قسمت عمده اي از گليمهاي توليدي زنان عشاير جنبة خود مصرفي دارد و به صورگوناگون مانند گليم و گليمچه، جوال، خوابگاه و خورجين و غيره در زندگي روزمره آنان مورد استفاده قرار مي گيرد . بخش ديگري از توليدات آ نها نيز در مراكز داد و ستد محلي مبادله مي شود و ازاين طريق بخشي از در آمد مورد نياز خانواده را تامين مي كنند . گليمهاي ايراني انواع مختلف دارد مثل گليمچه، مسند، پلاس ، شيركي پيچ و ... شيركي پيچ نوعي گليم است كه عشاير كرمان مي بافند و از دور حالت قالي دارد. در اين نوع گليم بر خلاف انواع ديگر گليم كه در آنها پود باعث شكل گيري محصول مي شود پود نقشي در بافت ندارد و فقط تارها را به يكديگرمتصل مي كند و باعث استحكام درگيري نخ خامه با تارها مي شود. اين نوع گليم در دارستان سيرجان و بافت توليد مي شود .

موضوعات مرتبط: دارستان
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۶/۱۱/۰۶

چاپ در هفته نامه نگارستان سیرجان شماره خبر : 174 -

 

 

پیرزن 85 ساله دارستانی هفته گذشته به ازدواج یک پیرمرد 74 ساله در آمد و به خانه بخت رفت تا چهارمین زندگی مشترک خود را آغاز کند.
زهرا شول که متولد سال 1301 در روستای دارستان است تاکنون 3 بار ازدواج کرده و این ازدواج چهارمش است. امان ا... سلیمانی نیز که به ابراهیم معروف است متولد 1312 روستای «گیس چاه گونی» از توابع روستای دهستان حاجی آباد است که او نیز تاکنون 2 بار ازدواج کرده و این ازدواج سومش است.
این زوج خوش ذوق! 4 روز پس از ازدواجشان میزبان خبرنگار ما در اتاق محقرشان در روستای «چاه دق» بودند و به گرمی از وی استقبال کردند. زهرا خانم که گوش هایش سنگین بود و به سختی حرف های خبرنگار ما را می شنید در ارتباط با ازدواج های قبلی خود گفت: اول زن غلامعباس شدم. دومین شوهرم فرهاد بود و در ازدواج سوم نیز به خانه حسین رفتم. الان هم که 4 روز است دستم را در دست امان ا... گذاشتم و زندگی می کنم. وی گفت: من اصلاً بچه ندارم چون خدا نخواسته فرزندی داشته باشم. این عروس 85 ساله درباره انگیزه خود از ازدواج گفت: من یک پیرزن تنها بودم و هیچ سر پناهی نداشتم و این طور بگویم که در هفت آسمان حتی یک ستاره هم نداشتم تا این که سکینه زن کاکاجان، امان ا... را برایم پیدا کرد و او هم سه بار به خواستگاری من آمد و من قبول نکردم اما در اثر تنهایی و بدبختی و برای این که همدمی داشته باشم بالاخره رضایت دادم و زنش شدم. وی در پاسخ به این که آیا شوهر جدیدت را دوست داری گفت: «چکار کنم لابُدم، می خوای خالو نمی خوای عامو!».
وی در خصوص اقوام و خویشانش گفت: نه پدر دارم، نه مادر، نه خواهر، نه برادر و نه فرزند! فقط خودم هستم و یک کله خشک!...
 او در پاسخ به این سئوال که از شوهرت چه توقعی داری گفت: «هیچی، فقط آرزوی سلامتی اش را دارم». خبرنگار ما از او پرسید: آیا مراسم عروسی هم گرفتید و او گفت: «از زشتی هایش می ترسیدیم و گر نه هر دو تامون دوست داشتیم یک مراسم خوبی بگیریم» او درباره این که آیا فکر می کند خوشبخت شده یا نه گفت: «هر سیاه بختی تا چهل روز سفید بخت است» این مادر کهنسال در پایان نصیحتی کرد و گفت: همیشه کاری کنید دعای خیر دنبال سرتان باشد.
اما داماد 74 ساله هم حرف هایی برای گفتن داشت. امان ا... سلیمانی درباره ازدواج های قبلی خود گفت: اول با معصومه عروسی کردم بعد رفتم خاتون را گرفتم و الان هم که »زهرا خانم« منت گذاشته و قدم بر چشمان من گذاشته است. وی نیز در انگیزه خود از ازدواج گفت: «من وِلو بودم او هم وِلو بود با هم ازدواج کردیم تا سر و سامانی بگیریم!...» او  گفت: «خدا به من هم بچه نداد چون زن هایم هیچ کدام در خانه من گیر نکردند!...»
این تازه داماد در رابطه با تأمین مخارج زندگیش گفت: قبلاً کارگر بودم اما از زمانی که از کار افتاده شدم کمیته امداد خرجم را می دهد. امان ا... در پاسخ به سؤال خبرنگار ما که مهریه همسر جدیدتان چقدر است گفت: یک میلیون تومان اما او از من یک تلویزیون هم می خواهد که من توانایی خرید آن را ندارم. این در حالی بود که همسایگان وی می گفتند: امان ا... یک جلد کلام ا... مجید، دو میلیون تومان پول و سه عدد سکه بهار آزادی را مهر زهرا کرده است. امان ا... هم از سکینه زن کاکاجان که زهرا را به او معرفی کرده بود تشکر کرد.

موضوعات مرتبط: دارستان
 
 
D A R E S T A N