نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۸/۲۸

در مورد روستا و دِه تعاریف متعدد و زیادی گفته شده، ده یا روستا که در کتاب‌های نشر قدیم به صورت دیه هم دیده می‌شود، در زبان پهلوی، ده (Deh) در پارسی باستان (Dahya) به معنی سرزمین و در اوستا به شکل دخیو (Daxya) آمده‌است.

در ایران، ده از قدیمی‌ترین زمان یک واحد اجتماعی و تشکیلاتی و جایی بوده‌است که در آن گروههایی از مردم روستایی برای همکاری در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گرد هم تجمع یافته‌اند. ده اساس زندگی اجتماعی ایران را تشکیل می‌دهد و اهمیت آن به اعتبار اینکه یک واحد تشکیلاتی در زندگی روستایی است، در سراسر قرون وسطی و از آن پس تا به امروز برقرار بوده‌است.

تعاریف دیگر:

در عرف ده عبارت از محدوده‌ای از فضای جغرافیایی است که واحد اجتماعی کوچکی مرکب از تعدادی خانواده که نسبت به هم دارای نوعی احساس دلبستگی، عواطف و علائق مشترک هستند، در آن تجمع می‌یابند و بیشتر فعالیت‌هایی که برای تأمین نیازمندی‌های زندگی خود انجام می‌دهند، از طریق استفاده و بهره گیری از زمین و در درون محیط مسکونی‌شان صورت می‌گیرد، این واحد اجتماعی که اکثریت افراد آن به کار کشاورزی اشتغال دارند در عرف محل ده نامیده می‌شود.

  • پلاسید رامبد (Placide Ramboud) جامعه شناس فرانسوی می‌گوید: ده واحد اجتماعی ویژه‌ای است که با یک فضا در ارتباط متقابل است و این فضا به عنوان یک عنصر ضروری در نظام اجتماعی ده نقش دارد و به این ترتیب ده دارای بعد اجتماعی است که می‌تواند یکی از عوامل اساسی تشکیل دهنده آن به شمار رود. ده محصول کنش‌های متقابل گروههای انسانی و فضا است، میان اعضای ده رابطه‌ای محلی وجود دارد که نتیجه کنشهای متقابل تاریخی است و موجب پیدا شدن حافظه جمعی و محلی است و در نتیجه نوعی وجدان یا شعور جمعی به وجود می‌آورد.

تعریف ده در قانون:

درقانون اصلاحات ارضی در ایران ده چنین تعریف می‌شده‌است. ده یا روستا عبارت از یک مرکز جمعیت و محل سکونت و کار تعدادی خانواده که در اراضی آن ده به کار کشاورزی اشتغال دارند و درآمد اکثریت آنان از طریق کشاورزی حاصل می‌شود.

  • رامبد می‌گوید : روستا برآیندی از عناصر طبیعی و عناصر ساخته شده‌است که به گونه‌ای زمینه سازگاری فرد را با جامعه فراهم می‌آورد و موجب جامعه پذیری می‌شود. در ده بین گروه و فضای جغرافیایی محدود و بسته و ثابت نوعی روابط اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی وجود دارد و این روابط موجب پیدایش وحدت و یکپارچگی گروه می‌شود و آن را از گروه دیگر متمایز می‌سازد. اجتماع ده دارای نیروی معنوی مسلط بر اعضایش است که بر رفتار افراد نظارت عالیه شدید دارد و آنها را به پیروی از هنجارهای اجتماعی وادار می‌کند و این نیروی معنوی همان سنت‌های روستایی و قوانین ثابتی است که بر جامعه ده حاکم است.
  • تونیس (Tonnies) می‌گوید: جامعه روستایی به عنوان یک جامعه آرمانی که سرشار از تقدس، هماهنگی و صلح و صفاست.
  • روث گلاس (Ruth Glass) می‌نویسد: برای ما صفت روستایی دارای مفهوم مطبوع و مطمئنی است. زیبایی، سادگی، راحتی، فراغت، منظره‌های دلگشا، آزادی، صلح و صفا و آرامش است.

تقسیمات کشوری:

واحد تقسیمات کشوری ایران مسئول نهاد مربوطه مرکز
کشور وزیر کشور وزارت کشور پایتخت
استان استاندار استانداری مرکز استان
شهرستان فرماندار فرمانداری مرکز شهرستان
بخش بخشدار بخشداری مرکز بخش
دهستان دهدار دهداری مرکز دهستان
شهر شهردار شهرداری ندارد
روستا دهیار دهیاری ندارد

نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۶/۰۸

 روایتگر عکسها و گزارش : محمد شول    04/06/1389

همایش قطرات درشت باران در حاشیه جاده علاوه بر تولید منظره ای متفاوت ،  آدم را به یاد آبگیرهای پراکنده بندر انزلی می انداخت .

دریاچه ای گل آلود بود اما توی دل این گرما  عجب دلی از مدرسه راهنمایی خنک میکرد !



به یک اطاقک ساحلی بیشتر می ماند تا انعکاس ساختمان مدرسه در آب.



 به عقیده ی باد و باران : تابلو تابلو است دیگر، عمودی و افقی ندارد که !!



بهانه خوبی شده بود تا بار و بساط یک تفریح غیر متعارف هم جور شود ، عبور با موتور سیکلت از میان حجم خیس آب !



کُنده خشکِ توت پیر از وسط دو شقه شده بود و  به عمر پر برکت این درخت پایان داده بود !



زوایای شکسته ی شاخ و برگ درختان آسیب دیده ، خود تصویرگر منظره چشم نواز دیگری بود.



توی این لیز بازار ، بعد از سالها بالاخره رودخانه ی فصلی  هم راه افتاده بود  تا خودی نشان دهد و مست و گِل آلود قدرتش را به چشم خاک نحیف و بی رمق بکشد.



تیر سیمانی چراغ برق هم به نمایندگی از صنایع دست آدمیزاد ، در این ارکستر سمفونیک طبیعت نوازنده ساز کوچکی بود !



توی این اوضاع آشفته ،  گویی چندتایی مرغ و جوجه تسلیم قهر طبیعت شده و توی حوزه آبگیر باغچه خفه شده بودند !



کودکی خردسال در جوار جوجه ی خفه شده اش ، این میان صحنه ی دراماتیکی را به تصویر کشیده بودند.



ماه ضیافت خدا ،  کوچه مسجد  ....  و  آینه کاری مسیر عبور مومنین  !



از کشاکش میان باد و باران  ، سقف یک آشپزخانه خانه ای مجبور به تواضع شده بود.



اتحاد تکه های سیمان و لوله های خرطومی انگار میخواستند ثابت کنند که :ای بابا اتفاقی نیفتاده !



خوشه های خشم ! داربست چوبی درختان انگور هم یواشکی خودش را تا میان کوچه کشانده بود تا سرکی بکشد که مبادا  از ماجرا بی خبر بماند !



هجمه ی باد و باران برای خرابه های دوران دیده  ، آنقدرها مایه ی تعجب نبود ، شاید به همین خاطر بود که بی اعتناء به این قیل و قال ، سرپا ایستاده بودند و دزدکی به ساختمانهای پیشرفته و بی استحکام نیشخند میزدند!



گویی درخت ایستاده بر جنازه ی درخت افتاده مویه میکرد !! آدم  را بی اختیار به یاد شعر ( تک درخت نارون ) دوره ی دبستان  می انداخت.



خب همیشه که نباید معبر بود ، کمی هم سدّ معبر  بودن بدک نیست. هوا هم که عالیه !



آجرهای پخش و پلا شده ی  یک دیوار توی هوای بارانی.. به کتابخانه ای شباهت داشت که کتابهایش را با کمپرسی وسط کوچه خالی کرده باشند ! وقتی کتاب ها خونده نشوند ، چه کتاب چه آجر !!



و بالاخره... تیر تلفن هم به زاویه های ساخته ی دست بشر دهن کجی میکرد !!

موضوعات مرتبط: دارستان
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۵/۲۹
تصویری بی نظیر از امیرآباد شول

تصویری بینظیر از روستای امیرآباد شول

 



 

قدمگاه ( توت ) حضرت ابوالفضل - امیرآباد

قدمگاه ( توت ) حضرت ابوالفضل - امیراباد شول

 


 

بی بی دن ( در منتهاالیه بالای تصویر ) دیده می شود
بی بی دن ( در منتهاالیه بالای تصویر ) دیده می شود

موضوعات مرتبط: امیرآباد شول
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۴/۲۷
یکشنبه 27 تیر1389 ساعت: 12:50 توسط:ن-ش

به نام خدا

روستای نوکهن یا به اصطلاح عامیانه موتور شول ها که ساکنین ان اغلب شول هستند به دامداری و کشاورزی مشغول هستند،مردمانی ساده دل و بی ریا .محصول عمده کشاورزی انها پسته است که در سالهای اخیر با توجه به کم ابی خسارت زیادی به محصولات پسته انها وارد شده .مردم سخت کوش و زحمت کشی دارد.از نظر امکانات رفاهی تعریفی ندارد .دارای یک مدرسه ابتدایی و یک خانه بهداشت است .بزرگسالان معمولا بیسواد هستند ولی قشر جوان انجا با توجه به مشکلاتی که برای تحصیلشان وجود دارد اکثرا تحصیلکرده میباشند .

موضوعات مرتبط: نوکهن
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۴/۲۱

شاه فيروز
شاه فيروز ،يکي از بناهاي تاريخي سيرجان است که شامل يک ساختمان چهارطاقي آجري با هشت ستون ، و سقفي گنبدي شکل است که برروي اين ستون ها زده شده. اين بنا بر بالاي تپه اي در دوازده کيلومتري جنوب شرقي سيرجان و در کنار جاده سيرجان - بافت ، در سه کيلومتري شرق امامزاده علي و قلعه سنگ قرار دارد.
آجرهاي اين بنا به شکل مربع مي باشند و مردم اين نواحي نقل مي کنند که در ساختمان آن از شير شتر استفاده شده تا بنا محکم ساخته شود و پا برجا بماند. در اطراف آن ، و در تمام سطح تپه اي که بنا بر روي آن ساخته شده ، قسمتهاي شکسته و باقيمانده ظروف سفالي به چشم مي خورد و وجود تمدني عظيم را در اين نواحي نشان مي دهد. چهار ستون از اين ساختمان خراب شده و فرو ريخته ، اما سقف آن هنوز بر روي چهار ستون محکم ديگر باقيمانده است. برش داخلي سقف آن که به شکل بناهاي اسلامي تزيين و ساخته شده يادآور سبک معماري اسلامي است. اما به نظر مي رسد که اين زماني آتشکده بوده و در کف اين ساختمان ، نشانه حفره اي مستطيل شکل است که احتمالا به بوسيله افرادي که بدنبال اشيا عتيقه هستند. مورد کندکاو واقع شده است.
در سيرجان قومي بوده به اسم قوم شول و يا صول که در زمان انوشيروان بخاطر عدم اطاعت از او قتل عام شدند و تنها هشتاد نفر از آنها باقي ماند. اين قوم اکنون هم در سيرجان و بخصوص در روستاهاي اطراف همين ساختمان و در اميرآباد و دارستان مسکن دارند به استناد نوشته استاد باستاني پاريزي حقيقت موضوع اخير قوت بيشتري مي يابد.
    «تنها نکته اي که بايد عرض کنم آن است که در همين کرمان ، يعني نزديک سيرجان ، يک چهار طاقي زيباي آتشکده مانندي هست که به نام شاه فيروز شهرت دارد و درست در همان جا است که هم اکنون طوايف شول در آنجا نزديک قلعه سنگ و کوه خواجويي مسکن دارند. آيا احتمال نمي شود داد که اين تعداد کم را شاه دستور داده باشد که در همين محل که به نام شاه فيروز خوانده مي شود  يک روز شاه رام فيروز نام داشته اسکان داده باشد .»
در ترجمه کتاب نولد که نوشته شده است : « قوم ديگري به نام شول بگرفت (خسرو انوشيروان) و بفرمود تا همه را بکشند و تنها هشتاد تن از گردان ايشان را زنده گذاشتند و فرمود تا ايشان را در شهرام پيروز جاي دهند. اين گروه نيز مي بايست او را در جنگها ياري دهند .»

منبع: روزنامه آفرینش -  روزنامه مستقل صبح ایران - تاریخ 1388/05/31 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران (شنبه)

موضوعات مرتبط: دارستان
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۴/۰۴


اشعار صدیقه رنجبر دارستانی
تصویری از کتابهای  منتشر شده اشعار خانم صدیقه رنجبر دارستانی


خیلی از دارستانی ها با سرکار خانم صدیقه رنجبر دارستانی که اکنون در چالوس زندگی می کند  آشنایی دارند. منتها بیشتر او را به نام (صدیقه خانم چالوسی) می شناسند.
پدرِ ایشان ، از دارستانی های اصیلی است که بعد ها به شهر های دیگر مهاجرت کرده است لذا هنوز هم هر از گاه خانم رنجبر مسیر طولانی چالوس به دارستان سیرجان را برای دیدار اقوامش طی می کند.
شاید از مجموع کسانی که او را می شناسند ، کمتر کسی  بداند که ایشان قریحه ای خدادادی نیز در سرودن شعر دارند.
وی که برای اشعار خودش تخلص " ساغر " را برگزیده است ، یکی دو سال قبل که به دارستان آمده بود ، قطعاتی از سروده هایش را در دفتر من نوشت که عیناً بی کم و کاست در اینجا نقل میکنم.


1

بگذار که در سینه دل آرام بگیرد
این رهسپر عشق سرانجام بگیرد
از زمزمه دلشدگان سوخت سماوات
مرغ دلم آرام در این دام بگیرد
ای دل تو بسوز تا که بسوزی دو جهان را
در وادی عشق هر که بسوخت کام بگیرد
از من بگذر تا که به ما راه بیابی
در شعشع نور ذره رهِ بام بگیرد
دریا دل و گمنام و یک قطره مرا بس
زان چشمه که مولایم از آن جام بگیرد


2

از باده ناب مست و بی تابم کن
مجنون صفت و شهره آفاقم کن
لالایی عشق بخوان تو با ناز نگاه
بنشین به برم شبی و در خوابم کن
تیر غم تو نشانه رفت این قلب مرا
ای دل تو به خون خویش غرقابم کن
در بزم می و ساغر ودل باش دمی
چون بانگ سحر رسد به محرابم کن
از خون دلم چه جرعه ها نوشیدم
اینک تو مرا به مهر سیرابم کن
دامن شده دریا و روان چشمه عشق
ای اشک تو چنان ببار و سیلابم کن
آهوی رمیده از کمند تو شدم
صیاد دلم بگیر و در دامم کن
از عشق نیاسوده دمی " ساغر " را
از ساحت قدس خود مصفایم کن


چهار بیتی ها:

1
یارب زچه روست عشقبازم کردی
از دور فلک تو بی نیازم کردی
از دل چو شدم عاشق و دیوانه و مست
در وادی عشق سرفرازم کردی


2
الهی سینه ام دریای عشق است
دل شیدایی ام رسوای عشق است
زمین و آسمان از عشق رویید
بهشتت جاودان از نام عشق است


3
در صومعه باشد که شبی راز کنم
در خلوت خویش بغض دل باز کنم
آیا چه شود که گفتنی ها گویم
وانگه چو مسیح به عرش پرواز کنم

۴
رفتم به خرابات خراباتی و مست
فارغ زخیال ، ساغری گیرم دست
با یار به گفتگوی خواهم بنشست
از بخت بدم ساغر و پیمانه شکست

۵
گفتند به ما نقطه پرگار چرایی
اینان همگان مست و تو هشیار چرایی
گفتیم در این دایره چون شمع بسوزیم
روشنگری راه کنیم چند صباحی


6
عمرم ز سرابی به سرابی طی شد
از گردش ایام چنین حاصل شد
افسرده دلی خمیده پشت موی سپید
بگذشت به ما و بر شما خواهد شد


7
این صبح بسی دمد که ما دم نزنیم
خاک در دوست را به خاتم نزنیم
آشفته دلان جهان پشیزی نخرند
زخم دل بی قرار مرحم نزنیم

سال گذشته ( مرداد ۱۳۸۸ ) در پی انتشار دو کتاب از مجموعه ی اشعار خانم رنجبر دارستانی " ساغر " خبرگزاری فارس به انتشار گفتگویی با ایشان پرداخت که در زیر آمده است:
به گزارش خبرگزاري فارس از چالوس، صديقه رنجبر دارستاني(ساغر) بانوي شاعره ساكن چالوس مجموعه اشعار خود را از دهه 60 تاكنون در قالب دو كتاب به نام هاي« عشق يعني...» و «منو اين امتداد شب» به بازار كتاب عرضه كرد.
اين دو كتاب كه سبك‌هاي مختلف شعري را در خود جاي داده است توسط نشر آريا زمين و هركدام در تيراژ يك‌هزار جلد چاپ و منتشر شده است.
صديقه رنجبر متولد سال 1332 قم بوده و از سال 1349 در شهرستان چالوس ساكن شد.
وي از سال‌هاي ابتدايي تاسيس انجمن بيدل دهلوي چالوس به عضويت اين انجمن درآمد و سپس در پي وقفه‌اي از سال 1384 تاكنون از اعضاي فعال انجمن محسوب شده و در حال حاضر نيز عضو هيئت مديره اين انجمن است.
اين دو كتاب صديقه رنجبر به‌زودي در كتابفروشي‌ها در معرض ديد علاقمندان شعر و ادب قرار مي‌گيرد.

اين شاعر چالوسي در گفتگو با خبرنگار فارس در چالوس گفت: امروز ديگر شعر يك احساس شخصي و زبان مراوده عاشق و معشوق نيست بلكه بيانگر احساس و مسئوليت‌هاي فردي و اجتماعي است كه مسائل جامعه را در بر مي‌گيرد.

صديقه رنجبر با بيان اينكه شاعران مازندران تحت تاثير محيط و و طبيعت زلال قرار دارند، اظهار داشت: ما در مازندران نيما يوشيج پدر شعر نو را داريم كه انقلابي در شعر معاصر به‌پا كرد كما اينكه شاعران جوان معاصر استان پيرو شعر نيمايي هستند و با زبان او شعر مي‌گويند.

وي افزود: سلمان هراتي و يا بومي سرايانس كه سوز دل را به زبان ساده بيان مي‌كنند از اين دست شاعران هستند.
رنجبر شعر امروز را آميخته‌اي از هنر، صنعت و تفكر و احساس دانست و بيان داشت: شعر امروز در برگيرنده تمام دغدغه‌هاي جامعه است، مرز نمي‌شناسد و با رسالتش از مرزهاي ايران زمين فراتر رفته است.
وي تصريح كرد: قداست و حرمت شعر كهن ايران مديون شاعران نامي چون حافظ، سعدي، فردوسي است لذا شاعران معاصر بايد آنان را قدر شناخته و با پيروي از شيوه اين بزرگان در اين عرصه كام بردارند.

رنجبر در پايان با بيان اينكه خدا را شاكرم كه احساس متاثر و انديشه‌اي بيكران نصيبم كرده، بيان داشت: از كودكي به شعر علاقمند بودم و از خواندن شعر لذت مي‌بردم و سعي‌ام بر اين است كه مسائل گوناگون جامعه را در قالب شعر بيان كنم و فقط اين مهم است كه از آن آرامش مي يابم.

ما نیز برای ایشان موفقیت بیشتر را آرزومندیم.

موضوعات مرتبط: دارستان
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۴/۰۲



سفرتان را از پلیس راه سیرجان و از مسیر دوراهی نجف شهر که به سمت جنوب ادامه دهید ، به ترتیب از روستای ابراهیم آباد رضوی ، دوراهی ایزدآباد و دهستان ملک آباد عبور می کنید و به روستای دارستان میرسید.

هنوز به خانه های مسکونی روستا نرسیده اید که از لابلای درخت ها ناخودآگاه گوشه ی چشم  راست شما متوجه چیزی می شود ، جایی در فاصله دو کیلومتری که تپه ی سنگی و سفید رنگی به نام بی بی دن خودنمایی می کند.

بی بی دن ، پیش از اینکه بعنوان یک تفرجگاه برای بومی ها محسوب شود ،مکانی مقدس است که پیرامون آن افسانه هایی نیز از پیشینیان در نقل و قول ها و اذهان باقی است.




افسانه ها و عقاید در مورد بی بی دن:

تعدادی اعتقاد دارند که بی بی دن ، بی بی هور و بی بی نور { که آنها نیز دو تپه سنگی جداگانه در فاصله ای دورتر هستند } سه دختر از احفاد موسی بن جعفر ع هستند که برای فرار از شیعه کشی حاکمان زمان خود ، به این سه مکان پناه آورده اند.

کسانی که چنین باوری دارند ، برای این ادعا به گفته چند کشاورز بومی هم استناد می کنند که شب هنگام در حوالی بی بی دن موقع آبیاری ، متوجه ( روح یا جسم ) سه زن چادر سفید شده اند که با درخشش ویژه ای به داخل بی بی دن رفته اند و دوتای دیگر آنها از بی بی دن خارج و به مجدداً از همان مسیری که آمده بودند به سوی بی بی هور ، بی بی نور برگشته اند.



 نظریه تاریخی در مورد بی بی دن:

علیرغم همه گفت و شنودها و حرف و حدیث هایی که در مورد بی بی دن وجود دارد ، نظر مرحوم علی اکبر بختیاری که دستی در نگارش تاریخ سیرجان داشتند حائز توجه است که چند سال قبل در ستون برگی از تاریخ سیرجان ، نشریه نگارستان سیرجان نوشت:

در اسامی روستاهای عهد باستان بی بی هور - بی بی نور و بی بی دن سه تپه سنگی سفید نزدیک به هم هستند که در غرب دارستان واقع شده اند. حال نیز زیارتگاه مردم آن حدود می باشند.
در سیرجان آشی که تمام حبوبات را شامل می شود " هفت جنس" بنام آشِ بی بی هور  ، بی بی نور ، بی بی دن می پزند و به مردم می دهند.
احتمالاً معابد ( اهور مزدا ـ مهر ـ ناهید ) بوده اند که در زمان هخامنشیان و پارتیان پرستش می شده اند. هور نامی است از نام های آفتاب مانند: خور ، خورشید ، مهر و سور.
کلمه دَن نیز به معنی فریاد و غوغای به نشاط و اسم مصدر از دنیدن است.
از اینجا معلوم می شود که جایگاه سه معبد بوده و مغان در آنجا جشن بر پا میکرده و به زمزمه می پرداخته اند.


بی بی دن نیاز به کاوشگری های باستان شناسی دارد:


در سمت غرب این تپه سنگی شکاف بزرگ و عمیقی به چشم میخورد که تا حدود چهل سال قبل معبر تنگ اما نسبتا ًقابل اطمینانی برای ورود به درون بی بی دن محسوب می شده است و افرادی که به درون این تپه دست یافته اند از وجود اطاقکی سنگی و پله های تراشیده شده از سنگ که به سمت بالا میرفته است ، خبر داده اند.
این شکاف اکنون سالهاست که در اثر حوادث طبیعی مانند زمین لرزه ها و.. مسدود شده است.
 


وجود سنگری سنگی در قسمت شمالی بی بی دن این باور را قوّت می بخشد که این مکان قابلیت نگهبانی و دژ بودن را دارا بوده است لذا بعید نیست که در درون آن اجناسی گرانبها و ارزشمند نگهداری می شده که پاسداری از آنها در برابر غارتگران مستلزم ساخت سنگر بوده است. 


قبرستانی قدیمی در اطراف بی بی دن

در خاک برداری های که حدود ۱۵ سال قبل که بدست باغداران و مالکین باغهای اطراف بی بی دن صورت گرفت ، اسکلت مردگانی بیرون ریخت که در جهت غرب بی بی دن دفن شده بودند. از چند سنگ قبری نیز که بهمراه این اسکلت ها بیرون آمد ، چند موضوع قابل بررسی بود:
۱- نوشته ی سنگ قبرها که با خطوط برجسته و مزیّن به آیات و اسامی امامان شیعه اثنی عشری بود از فوت اکثر مردگان در ماه رمضانی در یکسال -حدود ۱۵۰ یا سیصد سال قبل- ( زمان صحیح آن را فراموش کرده ام ) خبر میداد.
۲- وقوع مرگ در یک زمان خاص ، یا در اثر جنگ بوده است و یا امراض مسری مانند وبا و طاعون و..
۳-معمولاً سنگ قبرهایی ضخیم به چشم میخورد که حدود سی سانتیمتر ضخامت داشته ، تقریبا شفاف که از سنگ های کوههای این حوالی نبوده ! - و نیز بسیار سنگین بودند.
۴- در زمان قدیم ، سنگ قبر ساختن برای مردگان معمولی چندان متدوال نبوده است.
۵- یکی از اسکلت های سالمی که از دل خاک بیرون آمد ، از محل دفن تا سطح زمین تنها حدود نیم متر فاصله داشت و آبرفت های حاشیه بی بی دن با شستن خاک آن را تا این اندازه به سطح زمیم نزدیک کرده بودند. بخاطر دارم استخوان فک او که دندانهای پایینش روی آن سوار بودند از دندانهای بالایی خیلی جلوتر آمده بود که یا ممکن است در زمان حیات ، در اثر ضربه ای شدید و یا درد کشیدن از یک بیماری باشد.
غیر از غرب ، در قسمت جنوبی بی بی دن هم قبرها و سنگ قبرهای ضخیم فراوانی وجود داشت که اکنون از آن سنگ ها خبری نیست اما چاله های به جا مانده از قبرها هنوز به چشم میخورد.




چشم انداز های طبیعت را حفظ و پویایی بخشیم

یکی از چشم اندازهای بکر بی بی دن ، رویش چند درخت انجیر و بنه ( = پسته کوهی ) از دل سنگ است که با توجه به کم آبی اقلیمی ، بسیار چشم نواز و دیدنی هستند.
هنوز هم در روزهای تعطیل و مناسبت ها خانواده هایی برای تفرّج به بی بی دن می آیند و اگر زمان بیشتری بمانند آش حبوبات می پزند و همانجا مصرف می کنند.
بی بی دن این شایستگی را داراست که تبدیل به یک مکان سیاحتی و گردشگری قابل تحمل تر برای خانواده ها شود.

موضوعات مرتبط: دارستان
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۳/۳۱

خبر تاسف بار حادثه ی درگذشت خانم فریبا شهریاری همه را شوکه کرد.


تصویری فریبا شهریاری در جلسه تمرین نمایش " ماه پیشونی "
خانم شهریاری ، نقش اول نمایش ، { گل نساء } را بازی میکرد.


مرگ از پنجره بسته به من می نگرد

زندگی از دمِ در

قصد رفتن دارد


او از آغاز تولدش- سال ۱۳۶۷ - تلاش کرد تا به پرورش روحی بی آلایش در محیط ساده و صمیمی دارستان سیرجان همت گمارد ، ذوق و قریحه سرشاری که از هنر داشت وی را به این عرصه کشاند و پیگیر تحصیلات عالیه خود در رشته ی کارگردانی -دانشگاه آزاد شیراز- شد .

هنرمند جوان فریبا شهریاری ، با تئوری موسیقی و سُلفژ آشنایی داشت و در نواختن سازهایی مانند دف و ساز دهنی مهارت خاصی داشت.

خانم شهریاری در عمر کوتاه هنری اش ، در نمایش هایی مثل " آفاق"  ، " شش و بش " و " باغ ما پرچین داره "  در قالب گروه نمایش اردیبهشت ایفاگر نقش بود و در نمایش هایی همچون " برف و خون و عشق " و " شعبده و طلسم " از عوامل پشت صحنه ی اجراء بود.

فریبا شهریاری همچنین در شیراز در نمایش های " پالتوی خیس " ماه پیشونی " بعنوان بازیگر نقش و  در نمایش " شب آواز هایش را میخواند " منشی صحنه بود.

گرچه ۶ سال تمام سابقه درخشان در هنر موسیقی و تئاتر او را با دنیای خلاقیت آمیخته کرده بود اما هنوز اولین سال تحصیلات خود را در این رشته می گذراند که چهاردهم خرداد پس از خروج از جلسه تمرین ، با سانحه دلخراش تصادف با موتور سیکلت ، بال امید و آرزوهای مخملی اش در هم شکست و ساعاتی پس از مصدومیت شدید ، در بیمارستانی در شیراز ، روح هنرمندش به خداوند هنر آفرین پیوست و پس از تشییع به سیرجان ، در قطعه هنرمندان بهشت زهرا  برای ابد آرامش یافت.

ضایعه درگذشت خانم فریبا شهریاری را به جامعه هنری شهرستان سیرجان و بازماندگان ایشان صمیمانه تسلیت گفته و برایشان از خداوند صبر مسئلت داریم.

پرانتز را باز می کنم

و می نویسم  ( پرنده

پرانتز را نمی بندم

بگذار پرنده آزاد باشد...

موضوعات مرتبط: دارستان
نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۹/۰۲/۲۹


 نتايج اوليه (دو و نيم برابر ظرفيت ) آزمون استخدامي گل گهر

      اسامي پذيرفته شدگان 2.5 برابر ظرفيت رشته علوم تجربي و آزمايشگاه 

     اسامي پذيرفته شدگان 2.5 برابر ظرفيت ديپلم علوم تجربي وانساني 

     اسامي پذريرفته شدگان 2.5 برابر ظرفيت ديپلم رياضي فيزيك 4 سال سابقه كار 

    اسامي پذيرفته شدگان 2.5 برابر ظرفيت  ديپلم رياضي فيزيك 2 سال سابقه 



نتايج اوليه (دو و نيم برابر ظرفيت ) آزمون استخدامي گل گهر+آزمون گل گهر+قبول شدگان آزمون گل گهر+ نتیجه قبولی آزمون گل گهر+سایت گل گهر+http://www.itrws.com+ سایت موسسه آموزشی و |زوهشی وزارت صنایع و معادن+نتیجه آزمون استخدامی گل گهر
نتايج اوليه (دو و نيم برابر ظرفيت ) آزمون استخدامي گل گهر+آزمون گل گهر+قبول شدگان آزمون گل گهر+ نتیجه قبولی آزمون گل گهر+سایت گل گهر+http://www.itrws.com+ سایت موسسه آموزشی و |زوهشی وزارت صنایع و معادن+نتیجه آزمون استخدامی گل گهر
نتايج اوليه (دو و نيم برابر ظرفيت ) آزمون استخدامي گل گهر+آزمون گل گهر+قبول شدگان آزمون گل گهر+ نتیجه قبولی آزمون گل گهر+سایت گل گهر+http://www.itrws.com+ سایت موسسه آموزشی و |زوهشی وزارت صنایع و معادن+نتیجه آزمون استخدامی گل گهر
نتايج اوليه (دو و نيم برابر ظرفيت ) آزمون استخدامي گل گهر+آزمون گل گهر+قبول شدگان آزمون گل گهر+ نتیجه قبولی آزمون گل گهر+سایت گل گهر+http://www.itrws.com+ سایت موسسه آموزشی و |زوهشی وزارت صنایع و معادن+نتیجه آزمون استخدامی گل گهر
نتايج اوليه (دو و نيم برابر ظرفيت ) آزمون استخدامي گل گهر+آزمون گل گهر+قبول شدگان آزمون گل گهر+ نتیجه قبولی آزمون گل گهر+سایت گل گهر+http://www.itrws.com+ سایت موسسه آموزشی و |زوهشی وزارت صنایع و معادن+نتیجه آزمون استخدامی گل گهر+پذیرفته شدگان آزمون استخدامی گل گهر
نتايج اوليه (دو و نيم برابر ظرفيت ) آزمون استخدامي گل گهر+آزمون گل گهر+قبول شدگان آزمون گل گهر+ نتیجه قبولی آزمون گل گهر+سایت گل گهر+http://www.itrws.com+ سایت موسسه آموزشی و |زوهشی وزارت صنایع و معادن+نتیجه آزمون استخدامی گل گهر

نویسنده : .
تاریخ : ۱۳۸۸/۱۰/۲۹


غروب دارستان
 غروبی تابستانی و حاکمیت بی بدیل رنگهای گرم پر پهنه آسمان

کوچه ی خیس - دارستان
کوچه بعد از باران ، ترکیبی از بافت و تنالیته ای از همنشینی سایه های روشن و رنگهای سرد



جوی و درخت و باران - دارستان
غروب و باران و ارکستر دانه های باران بر سطح آب جاری شده در جو  با ادغامی از رنگهای سرد و گرم جلوه ای سمعی بصری پدید آورده است.



پاییز دارستان
آرامگاه برگهایی که قبل از این ... وای بر احوال برگ بی درخت!
رنگ افشانی زردها و قهوه ای ها


بهار- ملک آباد
گویا بد هم نگفته اند که گفته اند: چادر سفید بهار.. شکوفه ی درختان بِه نگذاشته اند طبیعت ، حتی از رنگ سفید تهی باشد.

 
بهار- برج شیله

غنچه با دل گرفته گفت :" زندگی لب زخنده بستن است ...
گوشه ای درون خود نشستن است !"
گل به خنده گفت :" زندگی شکفتن است ... با زبان سبز راز گفتن است !"
گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش می رسد !
تو چه فکر می کنی .... کدام یک درست گفته اند ... ؟!
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است !
هر چه باشد او گل است ،
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است ...

موضوعات مرتبط: دارستان، خواجوشهر، برج شیله
 
 
D A R E S T A N