دو نفر در روستاي "بلورد" سيرجان كهبا استفاده از پمپ برقي در حال لايروبي چاهبودند، براثر برق گرفتگي جان باختند. فرمانده پاسگاه انتظامي بلورد در اين ارتباط به ايرنا، گفت: در اين حادثه "حسين بلوردي" ۲۹ساله و "محمد بلوردي" ۳۲ساله كه براي لايروبي، به درون چاه آب رفته بودند ، جان خود را از دست دادند. سروان "حسن سليمي"، علت فوت اين دو نفر را نقص فني پمپ و اتصال برق با آب درون چاه عنوان كرد. قابل ذكراست، خشكساليهاي چند سال گذشته در منطقه سيرجان موجب شده تا ساكنان مناطق روستايي براي تامين آب موردنياز خود در نظافت و آبياري باغچهها،اقدام به حفر چاه در حياط منازل خود نمايند.
عکس هایی از درویش خان و باغ سنگی - بلورد سیرجان، که در زمان حیات درویش خان تهیه شده و در سایت رسمی میراث فرهنگی نمایش داده شده اند. برای بزرگنمایی عکس ها روی آنها کلیک کنید:
درويشخان و باغ سنگی
درويشخان به همراه خانواده تنها پسرش با هفت نوه
درويشخان
درويشخان
درويشخان
درويشخان به همراه خانواده تنها پسرش با هفت نوه
باغ سنگي
باغ سنگي
باغ سنگي
باغ سنگي
باغ سنگي
باغ سنگي
درويشخان و باغ سنگی
باغ سنگي , درويشخان
باغ سنگي
باغ سنگي و درویش خان
جملات واژه:
-نزديك به چهار دهه است كه در 45کیلومتری جنوب شرقی سیرجان به شيراز از استان كرمان باغي با ميوههای سنگي به همراه باغبان كر و لالش خودنمايي ميكند. درويشخان اسفنديارپور به همراه خانواده تنها پسرش با هفت نوه در كنار باغش روزگار ميگذرانند.
«درويش خان اسفنديار پور» (ناشنوا) ، سازنده باغ سنگي سيرجان و بازيگر فيلم « باغ سنگي»
اين باغ از شاهكارهاي تاريخ است. در نزديكي دهستان بلورد واقع در روستاي مياندوآب و در فاصلة 45 كيلومتري جنوب شرقي سيرجان و به دست فردي ناشنوا به نام "درويش خان گنگ اسفنديار پور" كه به كشاورزي اشتغال داشته...
وي كه يكي از زمينداران سيرجان بود؛ چند سال بعد از انجام اصلاحات ارضي، در سال 1340 كه بسياري از زمينهايش را از دست داد، به نشانه اعتراض درختهاي باغش را كه همه آنها خشك شده بود با آويزان كردن سنگ زينت بخشيد.
باغ سنگي يكي از جاذبههاي ديدني استان و شهر سيرجان است كه مردم زيادي از آن ديدن ميكنند. باغ سنگي در 45 كيلومتري جنوب شرقي سيرجان و در نزديك روستاي بلورد واقع شده است.
درويش خان در سال 1355 در فيلم « باغ سنگي» ساخته پرويز كيمياوي بازي كرد كه در جشنوارههاي داخلي و خارجي بسياري به نمايش درآمد.
در اين فيلم درويش خان، مردي ناشنوا ، و خانواده اش از طريق شباني در صحرا زندگي مي كنند. روزي درويش خان در صحرا مي آرامد و خواب نما مي شود. پس از بيدار شدن تخته سنگ عجيبي را زير سر خود مي بيند و آنرا به خانه مي برد و به درختي مي آويزد. درويش خان، روزهاي بعد، قطعه سنگ هاي ديگري مي يابد. با سيم هاي تلگراف سنگ ها را به درخت هاي اطراف چادرش آويزان مي كند. به زودي باغي از سنگ در اطراف چادر برپا مي شود. مردم از روستاهاي دور و نزديك براي تماشا و تبرك و بستن دخيل به باغ سنگي مي آيند. همسر درويش خان از مردم در ازاي آمدن به باغ سنگي پول و هديه مطالبه مي كند، و با طمع ورزيهايش زندگي درويش خان را برمي آشوبد.
پيكر درويش خان پس از 90 سال زندگي 19 فروردين ماه 1386 درگذشت و در محل باغ سنگي بلورد سيرجان به خاك سپردند.
این باغ بزرگ در سالهای اخیر به مکانی گردشگری در شهر بلورد سیرجان تبدیل شده بود.
شیریكی نامی است كه بافندگان عشایر و گاه روستایی به نوعی از گلیم میدهند. این نوع گلیم از دور شبیه قالی است و نقوش پود در بافت تنها اتصال كلید تارها بهم میباشد بطوریكه پود در اینجا اصلاً آشكار نیست، درست مثل قالی كه پود آن پیدا نیست و در پشت ریشه ها مخفی است و نقش را ریشه ها بوجود میآورند . بافت شیر یكی پیچ باندازه قالی مشكل و وقت گیر است بطوریكه تولید آن از گذشتهی دور ، جنبه سنتی و مصرف شخصی و طایفهیی یا محلی داشته و بهیچوجه جنبهی تجاری نیافته است و اكنون نیز توان رقابت با قالی را ندارد در حالیكه زحمت بافت آن بنظر برخی از بافندگان حتی بیشتر از قالی است. دستگاه بافندگی تقریباً همان دستگاه بافت گلیم میباشد كه بصورت افقی روی زمین كار گذاشته میشود. این دستگاه مركب از دو تیر چوبی موازی هم است كه تقریباً به اندازهی عرض گلیم و كمی بیشتر از هم فاصله دارند. دو تیر چوبی دیگر در سروته دستگاه عمود بر دو تیر فوق الذكر كار گذاشته میشوند چنانكه شكل دستگاه تقریباً مربع مستطیل است و چله های شیر یكی دو تیر واقع در سرو ته دستگاه را دور میزنند. در میان چله ها و عمود برآنها هم چوبی قرار میگیرد كه چله ها را از زیر و روی خود میگذراند. این چوب برای عبور پود كار گذاشته شده است و با پائین و بالا رفتن درگیری تار و پود را كامل میسازد. بر سر تیر فوقانی نیز كلافهای نخ پشمی مورد نیاز بافنده قرار گرفته اند. گره زدن در شیر یكی پیچ بر دو نوع است: اول گره متن است كه نخ رنگی از روی دوچله میگذرد سپس به پشت برگردانده شده از زیر رشته اصلی روئی عبور كرده ایجاد گره مینماید، دومین گره ، گره آب دوزی است . در این گره پود دوبار روی دو چله قرار میگیرد و خط پهن تری ایجاد مینماید. نقطه چین نشانه ادامه پود پس از گره و قطع نشدن آن است كه پس از گره محكم به پائین كشیده میشود و دو لایه گره را كاملاً بهم می چسباند. پس از اتمام عمل گره برای یك ردیف و پود كشی لازم ، درگیری پود و گره ها را با تارهای درگیر محكم تر میسازند. این عمل بوسیله شانه یا دفتین صورت میگیرد كه عشایر آنرا كلوزار میگویند كه شانه آن از تیغه های آهنی بسطح دست انسان تعبیه گردیده و دسته ای چوبی و كوتاه دارد. طرح و تقش «شیر یكی پیچ» چندان یكسان نیست و از تنوع كافی برخوردار میباشد. نقوش متداول بین ایل «راینی» با ایل « افشار» و این دو با طایفه شول متفاوت است هر چند كه طرح گلی تقریباً یكی و بسیاری نقوش بین كلیه ایلات مشترك میباشد. این بافته بنا به امكانات فنی خود بسیاری از اوقات از محدوده نقوش هندسی فراتر میرود و گاه توازن و هماهنگی را از تركیب نقوش غیر متقارن بدست میآورد. رنگهای انتخابی اغلب تیره میباشد. نقش بته جقه نیز در این میان دیده میشود كه دو گل گرد در شكم آنها تعبیه شده و نسبت به یكدیگر متقارن میباشد حاشیه اغلب زنجیرهیی و مركب از یك شكل هندسی مكرر است كه بین دو خط موازی قرار میگیرد. این حاشیه را حاشیه چرخی مینامند. گل متن « كشمیری» است كه سراسر آنرا با تكرار خود پر میكند. شیر یكی با ترنج وسط كمتر دیده میشود . نقشهای دیگر عبارتند از : ٍ«خارا» گل عباسی ،گل كرمانی و جفت گل. یك نوع حاشیه دیگر هست بنام حاشیه وكیلی در گلهای گرد و وسط دایره های كوچك درون گل معمولاً برنگ قرمز و زمینه آن برنگ سبز میباشد و در اطراف اضلاع جفت گل خطوطی موازی تعبیه میشوند كه «آب دوزی » نامیده میشوند. آب دوزی نقوش را برجسته تر مینمایاند. نیروی انسانی بالقوه ما هر در این رشته هنوز هم بطور قابل توجهی بویژه در روستای امیرآباد وجود دارد.
موسیقی نواحی به عنوان بخشی مهم از میراث شفاهی مناطق مختلف همواره مورد توجه و علاقه ویژه فرهنگ پژوهان و مردم شناسان بوده است .شاید دلیل اصلی توجه این است که موسیقی نواحی آیینه ای است تمام نما از زندگی مردم هر ناحیه به طوری که با قاطعیت می توان گفت با بررسی موسیقی هر منطقه به راحتی می توان با ساختار زندگی ، آداب ، ارزشها و سایر ویژگی های آن محیط آشنا شد . در میان استانهای کشور ،کرمان به عنوان پهناورترین استان ایران گنجینه ای گرانبها از موسیقی و سازهای نواحی است وسعت زیاد این استان و همجواری آن با استانهای هرمزگان ، فارس، یزد ، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان و تاثیر پذیری و تاثیر گذاری موسیقی و فرهنگ این استان در تقابل با نواحی همجوار و همچنین وجود اقوام و ایلات مختلف که هر یک دارای آداب و رسوم مخصوص خود هستند باعث شده است تا تنوع فرهنگی و موسیقایی چشم گیر و حیرت انگیزی را در این استان شاهد باشیم .
با این همه در گذر زمانتعدادی از سازهای کرمان تقریبا از صفحه روزگار محو شده است و تنها به بازسازی و آشنایی دوباره آن پرداخته شده است . تعدادی نیز به خاطر عدم تمایل هنرمندان جوان به سازهای دستگاهی ایران بتدریج جایگاه اصلی خود را از دست می دهد .ادامه گزارش به معرفی سازهای نواحی کرمان اختصاص دارد :
سازهای کوبه ای
چوغ: سازی است سنگی که روی یک طرف آن را با پوست بز یا گوسفند می پوشانند. تا دو دهه قبل این ساز در بین گروهی از ساربانان و شتربانان رواج داشته است به این ترتیب که آن را با طناب روی شتری به نام شتر سرآهنگ ( راه بلد ) می بستند و ساربانان در هنگام بروز طوفان شن از آن به عنوان ساز راهنما استفاده می کرده اند.
چوغرو: در روستای «بیدخون مرغک» بم شناسایی شده و در هنگام رقص و پایکوبی نواخته می شده است . پوست چوغرو از جنس پوست بز و گوسفند بوده و دو زنگوله در دو طرف کمانه و تعدادی حلقه فلزی در چهارچوب چوبی آن آویزان است.
جاریگ: سازی است استوانه ای و کوچک که بر دو دهانه آن پوست می کشند و داخل آن مقداری سنگ ریزه ( ریگ ) می ریزند . نوازنده در حال اجرای ریتم بر روی یکی از پوستها ، جاریگ را در حالتی شوک دار پایین و بالا می کنند و از برخورد ریگها با پوست بالاو پایین صدایی ایجاد می شود. جنس بدنه در قدیم چوبی بوده است و در حال حاضر برای راحتی بیشتر از حلب ساخته می شود.
درک:نوعی ساز پوستی دو طرفه است که با تسمه به گردن نوازنده آویزان می شود و برعکس دهل ، پوستها موازی زمین قرار می گیرند و به جای چوب و ترکه با انگشتان دست نواخته می شود . معمولا بر بدنه این ساز زنگوله با نخی از جنس کنف آویزان است و نوازنده در مواقعی زنگوله را بر روی پوست بالایی می گذارد تا در هنگام نواختن و لرزش پوست ، صدای زنگ داری ایجاد شود . این ساز توسط گروهی ازکولیان سیرجان نواخته می شود و تا به حال نظیر آن در کشور دیده نشده است .
نقاره: دو نوع نقاره در استان کرمان رایج است ، یکی نقاره های سفالی که در مناطقی مانند امیرآباد شول رایج است و دیگری نقاره های فلزی که در مناطقی مانند شهربابک و شهداد مورد استفاده است .
مراسم نقاره نوازی (نوبت نوازی ) که قبل از طلوع آفتاب و هنگام غروب اجرا می شده است هنوز هم در یکی از امازاده های شهداد به نام امزاده زید برگزار می شود. در اصطلاح محلی به این نقاره ها طبل امامزاده می گویند و دلیل اجرای آن را یادآوری شکوه و معنویت امامزاده می دانند.
کوزک: مناطق شناسایی شده این ساز دهستانهای نزدیک فهرج و نرماشیر است . کوزک در این مناطق با دو اندازه کوچک و بزرگ استفاده می شودکه کوزک بزرگ را با دست و کوبه ای قابل انعطاف (در حال حاضر دمپایی ابری) می نوازند .
نوازندگان برای تولید صدا هم از بدنه سفال کوزک و هم دهنه آن (به صورت متراکم کردن هوای داخلی آن ) استفاده می کنند . جالب اینکه این کوزک، شنوندگان را به یاد صدای طبلهای هندی می اندازند .
سنگ: این ساز بـــــــــدوی در بعضی از روستاهای کهنوج و سبزه واران نـــــــواخته می شود به این صورت که سنگها را به شکل های مسطح و تیغه ای می تراشند و در سرزرد آهنگها و ترانه ها به هم می کوبند .
چوبسر( چوب سحر ): چوبی است به ارتفاع بیش از دو متر که با زنگوله ، پارچه های رنگی ، خرمهره و خرده فلز تزئین می شود .
چلیک: سازی حلبی است که با چوب نواخته می شود از این ساز در روستای راویز رفسنجان در مراسم مذهبی استفاده می شود.
خلخال : شامل زنجیری است که به آن تعدادی زنگوله آویزان شده است و خانمها درمراسم شادی به مچ پای خود می بندند و با حرکت دادن پا ، آن را به صدا در می آورند تا با ریتم آهنگ همراهی کند. خلخال بیشتر در بین کولی ها و بعضی عشایر منطقه کاربرد دارد.
سازهای بادی
سرنا: به سرنا در اصطلاح محلی «ساز» و به نوازنده آن «ســــــــازی » گفته می شود. باستان شناسان در کاوشهای منطقه بشاگرد به نوعی سرنا دست یافته اند که قدمتی ۷ هزار ساله دارد . سرنای دیگری مربوط به دوره هخامنشی در موزه ساز کرمان نگهداری می شود . به طــــور کلی چهار نمونه سرنا در استان کرمان رایج بوده که سه نمونه آن در ایران بی همتا است .
نوع اول: با بدنه ای یک تکه مانند اکثر سرناهای کشور است ، از این سرنا در نواحی سیرجان،شهربابک و بردسیر (خرمنده و لاله زار ) استفاده می شود.
نوع دوم: دارای بدنه ای دو تکه که در اصطلاح محلی به آن«نرلاس» گفته می شود و قسمت شیپوری ساز از بدنه جدا می شود که از این لحاظ با سایر سرناهای کشور متفاوت است . در جــــــیرفت ، بم ، قلعه گنج و قسمتهایی از بافت و کهنوج از این ساز استفاده می شود .
نوع سوم: مانند سرنای نوع اول ولی با ارتفاع بیش از ۶۰ سانتی متر است .این سرنا بلندترین سرنای شناخته شده ایران است و در شهرستان منوجان استفاده می شود.
نوع چهارم : تنها سرنای گلی در جهان است که در روستای سبلوییه زرند بسیار محدود استفاده می شود .
کرنا: شکل کرنا مانند سرنا است ولی ابعادی بزرگتر دارد. قسمت شیپوری کرنا فلزی و معمولا از جنس برنج است و در مناطقی از سیرجان ، شهربابک و بافت رایج است . معمولا کرنا را به همراه نقاره یا دهل می نوازند.
سفید مهره: این ساز نوع خاصی از بوق صدفی است که در مراسم عزاداری و همچنین برای اعلان فوت افراد به کار می رفته است به طوری که برای اعلام خبر مرگ افراد سه بار در این ساز می دمیده اند . سفید مهره درمناطقی مانند چترود ، ســـــیرچ ، ده زیار ، دوران ، جوشون ، شهداد ، گودیز و اندهجرد رایج است.
نی محلی : این ساز در بیشتر مناطق استان کرمان به صورت لبی نواخته می شود . ابعاد و تعداد سوراخهای نی در مناطق مختلف استان متغیر است . اکثر نوازندگان نی دارای صدایی خوش هستند و در بین نی نوازی به غریبی خوانی و کرتی خوانی که دو نمونه مهم از سوگ آواهای استان کرمان است می پردازند.
نی جفتو : از این ساز بیشتر در نواحی جیرفت ، بم ، شهداد و بافت استفاده می شود و شامل۲ نی کوچــــــــــک است که بوسیله روده گوسفند به هم متصل شده است . اکثر نی جفتوها چهارسوراخ دارند ولی در بعضی مناطق با پنج سوراخ نیز دیده شده اند.
فیقو: نوعی ساز بــــــادی است که در بعضی مناطق آن را از ساقه جو در بعضی مناطق با نی می سازند . در برخی مناطق چوب فیقو فاقد سوراخ است و فقط یک صدای واحد را تولید می کند. نوازندگان این ساز را کودکان تشکیل می دهند .
شاخ نفیر: سازی است بادی از جنس شاخ که توسط قلندران ودراویش دوره گرد استفاده می شود . درگذشته از این ساز در مسیر سفرها و برای دور کردن حیوانات وحشی و ترساندن آنها استفاه می شده ولی در حال حاضر برای باخبرکردن اهالی محله ها و جمع آوری نذورات استفاده می کنند.
سوتک: ســـازی است گلی که در بعضی مناطق استان و بیشتر به وسیله نوجوانان نواخته می شده است . در حال حاضر پیرترین سوتک ساز ایران با ۹۵ سال سن در شهداد زندگی می کند. نوعی سوتک در استان کرمان ساخته می شود که درون آن را با آب پر می کنند تا صدایی شبیه به صدای پرندگان تولید کند . سوتکی مربوط دوره ساسانیان نیز در حفاریهای منطقه قلعه دختر شهر کرمان کشف شده است .
سازهای زهی آرشه ای
چنگ: نوعی قیچک است که در اصطلاح محلی به آن چنگ گفته می شود . این ساز در مناطقی از جیرفت ، منوجان ، کهنوج ، قلعه گنج و بردسیر رایج است و به نوازنده آن چنگی گفته می شود . شایان ذکر است که قیچک بردسیر در اصطلاح محلی « کمانچه » گفته می شود .
چنگ قطی: از قوطی های حلبی و تخته ساخته می شود و دارای سه سیم است . از این ساز در روستای چاه دادخدا و شهرستان منوجان استفاده می کنند .
یروتی : سازی است که تصور می شد از سال ۱۳۴۰ منسوخ شده است اما اخیرا نواختن این ساز زهی در مناطقی از منوجان مشاهده شده است .
میلیاردها تومان خسارت در اثر سرما زدگی ۱۸/۰۱/۱۳۸۷ محصول پسته سیرجان.!
برای دانلود عکس هایی در این مورد ( که از باغهای اطراف امیراباد شول گرفته شده است) ، به نشانی های زیر مراجعه و پس از باز شدن صفحه گزینه DOWNLOAD THIS FILE را بزنید:
جهت وارد شدن به اين چت که شلوغ ترين چت ايراني است کافيست يک اسم
مستعار انتخاب کنيد و دکمهconnect را بفشاريد. اگر دريچه connect را در پائين نمي
بينيد و يک صفحه کوچک خاکستري ميبينيد اين به اين علت است که ويندوز شما داراي جاوا
نيست جاوا را به حجم 5 Mb ميتوانيد از اينجا دريافت کنيد .
همانطور که در بخش نظرات هم میتوانید مشاهده کنید یکی از دوستان به نام ( یار احمدی ) نوشته اند:
با سلام و خسته نباشيد تا جائي كه بنده يادم است مكي آباد قسمتي از شهر بوده و چي شده كه حالا شما آن را روستا كرده ايد لطفآوخواهشآ دستور فرمائيد اصلاح نمايند.
با تشکر از این دوست گرامی بجاست به عرض برسانم:
-روستایی بودن خودش نه تنها یک نقطه ضعف نیست کما اینکه در بسیاری از موارد موجب مباهات و افتخار افراد سرشناس دنیا هم بوده است.
برخورداری از یک هوای مناسب برای رشد جسمانی و فضای ساکت و صمیمی برای رشد عقلانی و احساسی ،یک موهبت است. موهبتی که آنرا میتوان به دور از فضای شهری جستجو کرد.
نیکو است به این نکته نیز اشاره کنیم که همه شهرهای دنیا در روزگارانی که ما به یاد نداریم روستاهایی کوچک بوده اند که به مرور زمان با توسعه فن آوری و تکنولوژی به شهر تبدیل شده اند.
هیچکس مخالفتی با پیشرفت منطقه ای و تقسیمات جدید کشوری ندارد. قطع و یقین چنین تقسیماتی همیشه از لحاظ دسترسی به یک زندگی بهتر به نفع مردم بوده است. اما فرار از عنوان ) روستایی بودن ( یک بحث مجزاست.
مکی آباد تنها از چند سال قبل به عنوان قسمتی از بافت شهری سیرجان شناخته شده است. گرچه هنوز نیز از آن بعنوان خیابان مکی آباد یاد می کنند. خانه های مکی آباد هنوز دارای خصوصیات روستایی - جز در برخی موارد - هستند.
در طول سالهای دفاع مقدس شاهد دلاور مردی و همت اهالی مکی اباد سیرجان در جبهه ها بوده ایم. سردار شهید حسن مکی آبادی فرمانده گردان ۴۱۶ عاشورا از لشکر ۴۱ ثارالله خود گواهی بر این مدعی است.
برای مکی اباد و مردمان خوب و فهیم این خطه از استانمان آرزوی بهروزی و پیشرفت بیشتر مینماییم.
از دوست عزیزمان ...یار احمدی نیز درخواست می کنیم در نوشتن بخش { مکی آباد } در این وبلاگ ما را یاری نمایند.