|
دارستان کپی از مطالب و تصاویر این تارنما ممنوع است !
| ||||||||||||||
|
خلاصه :دارستان نام روستایی است در استان کرمان و ۲۹ کیلومتری شهرستان سیرجان. باغبانی و کشاورزی شغل اصلی مردم دارستان بوده و مهم ترین محصول کشاورزی آن پسته است. مشروح: موقعیت جغرافیایی مقر این روستا بستری دشت گونه است که توسط اراضی کشاورزی و باغات پسته محدود شده است. این دشت کویری بین کوههای مرکزی ایران و منتهی الیه زاگرس جنوبی قرار دارد. تصاویر ماهواره ای ، تعدد باغات پسته در حاشیه این روستا و روستاهای همجوار را به خوبی نشان می دهند.اما علیرغم توسعه کشاورزی در این منطقه ، روستای دارستان نسبت به روستاهای اطراف کمتر در حصار باغات پسته قرار گرفته و از هکتارها زمین آزاد برخوردار است که قطعاً در توسعه و پیشرفت آینده این روستا نسبت به سایر روستاها نقش بسیار مهمی ایفاء خواهد کرد.
دارستان چند سال قبل-2003- از فراز ماهواره :
دارستان جدید - 2012 - از فراز ماهواره:
مسیر نقلیه
رضا شاه پهلوی در تبعید به جزیره موریس پس از یک شب اقامت در سیرجان ، از همین مسیر به سوی بندرعباس عبور کرده است.
زبان و گویش
از جمله ویژگیهایی که به زیبایی زبان شیرین فارسی افزوده است استفاده از ضرب المثل است . به کمک ضرب المثل که هم کوتاه کننده سخن و هم روشن کننده منظورِ گوینده است ، میتوان به مخاطب عام در فهم مطلب کمک کرد. استفاده از ضرب المثل در بین مردم دارستان رایج بوده و از جایگاه خوبی برخوردار است. دین مردم دارستان اسلام و مذهب آنها شیعه دوازده امامی است.
اقوام ، طوایف ، تیره ها شول ، خواجویی ،شیبانی و عباسپور ، به ترتیب پرجمعیت ترین خانوارهای دارستان را تشکیل می دهند. ازدواج هایی متعددی که در طی سالیان دراز بین طوایف اصلی دارستان صورت گرفته است علاوه بر ایجاد بستر همکاری ، زمینه توسعه و پیوند ان خانوارها را پدید آورده و تا حدود زیادی از بروز اختلاف های قومی جلوگیری نموده است.
امکانات
در سطح روستا : دبستان - که پسرانه و دخترانه آن اخیراً هر دو در یک واحد آموزشی تک شیفت ادغام شده اند. راهنمایی پسرانه راهنمایی دخترانه مسجد صاحب الزمان ( عج ) حسینیه اباعبدالله الحسین ( ع ) سالن اجتماعات حضرت ابوالفضل ( ع ) کتابخانه سالن ورزشی و چند منظوره دارستان ـ در دست احداث ـ زمین ورزشی فوتبال و والیبال پست بانک شرکت تعاونی روستایی تعمیر گاه اداوت کشاورزی تعمیرگاه ماشین های بنزینی آپارات وسایل نقلیه تابلو نویسی مصالح ساختمانی کارگاه ساخت بلوک و موزاییک فروشگاه قطعات یدکی جوش قطعات فلزی عکاسی و فیلمبرداری آرایشگاه مردانه آرایشگاه زنانه فروشگاه مواد غذایی مجتمع و بازارچه لوازم مصرفی و خانگی در شعاع دو کیلومتری روستا: پمپ بنزین و نفت گاز باسکول دیجیتال و ترمینال ضبط و فرآوری پسته قلعه سنگی بی بی دن – از مراکز تفریحی طبیعی
اشتغال از دیگر مشاغل ، دامداری ، بنایی و کارگری ساختمان است که دستمزد آن منبع درآمد عده ای از خانوار ها محسوب می شود.
کشاورزی
1. توانهای جغرافیایی 2. منابع آب 3. منابع خاک 4. ارتباط و نحوه دسترسی 5. وجود واحدهای خدماتی 6. استفاده از تکنیک های جدید 7. شیب مناسب زمین
آمار و ارقام:
نقائص و کمبودها و بی توجهی ها – گله مندی از کم توجهی ها
مرکزیت دارستان
کارگاه صنایع دستی
وجود کارگاه صنایع دستی که در سال 1354 زیر نظر سازمان صنایع دستی ایران در زمینی وسیع و دارای سالن و تاسیسات ساختمانی مناسب ، با هزینه فراوانی اجراء و به بهره برداری رسیده است ، تنها در سالهای اولیه توسط زنان گلیم باف روستا مورد استفاده قرار می گرفت و اکنون سالهاست که راکد و بدون فعالیت مانده است.
وعده و وعید مسئولان هم برای احیا و استفاده مفید از فضای این کارگاه راه به جایی نبرده است و در همان مرحله طرح دادن و حیف و دریغ خوردن , عقیم مانده است. این مقاله ادامه خواهد داشت...
برای مشاهده آمار و ارقام روی همین نوشته کلیک کنید. ادامه مطلب [ ] [ ] [ نویسنده : محمد شول ]
کلمه شول به تنهائی معنی" مرد جوان قدرتمند" را در زبان بختیاری دارد، و در شعر محلی " شول بختیار" بمعنی" بختیار دلاور" است. این کلمه در نام دومین شاه سومری از سلسله اورسوم بصورت " شول جی) بنظر معنی " دلاور خیز" را دارد. این پادشاه شاید نخستین شیر کش تاریخ باشد. او در یکی از کتیبه های خود که به ستایش از کارهای خود میپردازد، میگوید: آنقدر شیر کشتم ، که اکنون شبان ها بی هراس از شیر رمه خود را به چرا میبرند." منبع : http://www.loghatnaameh.com
در لغت نامه مرحوم علی اکبر دهخدا در مورد« شول » و آنچه به آن مربوط می شود آمده است که« شول » نام قبیله ای است از قبایل فارس که نخستین بار در لرستان سکونت داشت و در حدود سال 300 هجری قمری نیمی از لرستان را تحت فرماندهی خود قرار داده بود و بوسیله سیف الدین ماکان روزبهان – که اجداد او از دوره ساسانیان بر این منطقه حکومت داشتند – اداره می شد.
مورخان اسلامی اطلاع چندانی از « طایفه شول » نداده اند اما نوشته اند که در زمان حکومت حمدالله مستوفی ، به سال 748 هجری ، این بطوطه معروف در راه شیراز به کازرون به« قبیله شول » برخورد کرده است و گوید که : شول قبیله ای از عجم ها – فارسی زبانان – هستند که صحرا نشین اند و در بین آنها مردمانی پرهیزگار و متقی وجود دارد.
شهاب الدین العمری – متوفی به سال 749 هجری – گوید که قبیله شول با شبانکاره خویشاوندی مستحکمی دارند. آنگونه که پیداست کوچ کردن شول ها و تمایل آنها به جنگ و پیکار و حمله های مکرر قبیله های مجاور به قبیله شول از علل فروپاشی و مستهلک شده این قبیله بوده است به گونه ای که اکنون در منطقه فارس آثار بسیار اندکی از آنها بجا مانده و شاید « قریه شولی » که در خارج شهر بوده آخرین دژ قبیله « شول » بوده است. از سبک معماری این دژ پیداست که شول ها در حفظ و نگهداری سنتهای ایرانی و خصوصیات آن بسیار کوشا بوده اند.
در تاریخ غازان صفحه 287 و تاریخ جهانگشای جوینی جلد 2 صفحه 114 نیز نقل شده است: « شول » همچنین نام ایالتی است در چین و چون اسکندر کبیر این شهر را فتح کرد، شول و خمدان را در آن بنا کرد. بعضی برآنند که « خمدان » همان شهر مارکوارت است و در جائی دیگر گفته است کلمه « شول » چون در ترکی به معنای« شنزارهای بیابان » است می تواند ترجمه چینی « شاچو » یعنی شنزار – شهر شنها – باشد.
در فارسنامه ناصری آمده است: « شول » علاوه بر اینکه نام چند قریه در استان فارس است نام رودخانه ای است به نام رودخانه شول در همان بلاد که آبش شیرین و گواراست و به رودخانه کامفیروز می پیوندد.
در کتاب « سرزمین های خلافت شرقی » گفته شده است که: « شولستان » بلوکی است از توابع شاپور کازرون که طایفه ممسنی در آنجا ساکنند. در زمان ابن بطوطه به همین سرزمین « بلاد الشول » می گفته اند و امروزه به « شولستان » معروف است.
در گذشته ای دورتر پس از مهاجرت نخستین اقوام ایرانی _ آریایی ها _ از سرزمین های سرد سیبری به خاک ایران و بعدها مراجعت گروههایی از آنها به سرزمین های خوش و هواتر – اروپای فعلی – موجب پراکندگی برخی ز اقوام آریایی شد. گفته می شود که در اعصار مختلف ، برادر خواندگی ژرمن ها – آلمان ها – و ایرانی بر چنین باوری استوار بوده است که اقوام شول از قدیمی ترین طوایف ایرانی می باشند.
مرحوم علی اکبر بختیاری – مورخ سیرجانی – گفته است: قبایل شول با انوشیروان پادشاه ایران سر مخالفت و طغیان برداشتند، به گونه ای که انوشیروان همه را قتل عام کرد و تنها هشتاد نفر از آنها که باقی مانده بودند، از منطقه فارس متواری شده و درنزدیکی کوه خواجویی سیرجان سکنی گزیدند و بعدها خانواده های این بازماندگان در امیرآباد شول و دارستان سیرجان ساکن شدند . در دانشنامه ویکی پدیا آمده است: ابن بطوطه که در سال ۷۳۰ هَ. ق. کازرون را دیدهاست گوید اطراف کازرون را بلادالشول گویند و امروز به شولستان معروف است. (سرزمینهای خلافت شرقی لسترنج ص ۲۸۸). «بلادالشول » نام بلوکی است در فارس . این ناحیه در دوره ٔ ساسانیان داخل در منطقه ٔ شاپورخوره بود و قصبه ٔ آن را شاپور اول بنا نهاد و در سال ۲۳ ق. / ۶۴۳ م. عثمان بن ابی العاص این منطقه را به تصرف درآورد. شولستان پس از یک دوره ٔ ویرانی مجدداً در عهد اتابک چاولی (متوفی در ۵۱۰ هَ . ق . دست نشانده سلجوقیان) آبادگردید و در اواخر دوره صفویه یا پس از قیام نادر جنگجویان لرممسنی، شولستان را تصرف نمودند و این ناحیه بدیشان منسوب گردید و اینک آن را بلوک ممسنی خوانند که مساحت آن ۱۰۰ * ۶۰ میل مربع و محدود است از مشرق به کام فیروز و اردکان و از شمال و غرب زرگرد و لرستان و کهگیلویه و از جنوب کازرون و کوه مره شگفت. جایی نیز در مورد شول و روستاها و قصبه هایی که به نام شول است نوشته بود: شول: (اِخ ) نام قبیله ای است از قبایل فارس . این قبیله نخستین بار در لرستان سکونت داشت و در حدود سال 300 هَ . ق . نیمی از لرستان را تحت فرماندهی قرار داده بود و بوسیله ٔ سیف الدین ماکان روزبهان (که اجداد او از دوره ٔ ساسانیان بر این منطقه حکومت داشتند) اداره میشد و او را با لقب پیشوا میخواندند. مورخان اسلامی اطلاعی از این قبیله نداده اند، ولی نجم الدین که از نوادگان او بود در زمان حمداﷲ مستوفی در این منطقه حکومت میکرد. ابن بطوطه (748 هَ . ق .) در راه شیراز به کازرون به قبیله ٔ شول برخورد کرده است و گوید که آنان قبیله ای از اعاجم اند که صحرانشینندو میان آنها مردمانی پرهیزگار و متقی وجود دارد. شهاب الدین العمری (متوفی بسال 749 هَ . ق .) گوید که قبیله ٔ شول با شبانکاره خویشاوندی مستحکمی دارند. اجمالاً کوچیدن شولها و تمایل آنان به جنگ و پیکار و حمله های قبایل مجاور علیه آنها از علل ازهم پاشیدگی ایشان و مستهلک شدنشان در دیگران بوده است و اکنون در منطقه ٔ فارس آثار مختصری از آنان بجای مانده است مانند:شول گب (کوهی در شمال بوشهر)، داره شولی (قبیله ای ازقشقائی )، دو قریه بنام شول یکی نزدیک دالکی و دیگری نزدیک شمال غرب شیراز است و شاید قریه ٔ شولی که در خارج شهر بوده است آخرین دژ قبیله ٔ شول بوده و از سبک معماری خانه ها پیداست که در حفظ و نگاهداری سنتهای ایرانی و خصوصیات آن میکوشیدند. رجوع به دائرة المعارف اسلام و فهرست اعلام تاریخ گزیده و تاریخ غازان ص 287 و تاریخ جهانگشای جوینی ج 2 ص 114
برای ارتباط شاه فیروز و شول ها روی این همین نوشته کلیک کنید دوستان خواننده چنانچه منابع و یا اطلاعی در مورد این بحث دارید اعلام فرمایید تا در جمع بندی این مطالب از آن استفاده نمایم. منابع:
[ ] [ ] [ نویسنده : محمد شول ]
با افتخار در این پست تعدادی نرم افزار موبایل را معرفی می کنیم که آماده دانلود می باشند. نرم افزارهای معرفی شده در این قسمت به همت و طراحی آقای اصغر شول که از معلمان روستای دارستان هستند طراحی و آپلود شده اند. برای ایشان آرزوی توفیق داریم.
دانلود نرم افزار کتاب موبایل زندگانی حضرت ابوالفضل العباس (ع) دانلود کتاب موبایل - نرم افزار موبایل داستانهایی از انوار آسمانی [ ] [ ] [ نویسنده : محمد شول ]
بالاخره پس از سالها انتظار ورزشکاران دارستان ، که در رشته های مختلف ورزشی حائز رتبه های استانی و کشوری هستند ، سالن سرپوشیده ورزشی دارستان آغاز شد. در آینده اطلاعات جامع تری از کم و کیف این پروژه ورزشی در اختیارتان خواهیم گذاشت [ ] [ ] [ نویسنده : محمد شول ]
تصویری را که مشاهده می کنید بنای نو سازی است در روستای برج شیله حیدری. زمان عکسبرداری شخص خاصی را حوالی این بنا ندیدم که از او در مورد چه و چگونگی این بنا صحبت کنم. بنظز میرسد مناره های یک مسجد و یا سردرب ورودی یک هیئت عزاداری باشد. [ ] [ ] [ نویسنده : محمد شول ]
راوی: محمد شول ************ در حافظه ی پیرمردان روستا انگار همین دیروز بود... هشتاد و پنج سال قبل که برای نخستین بار نوای غمبار تعزیه خوانی سیدالشهداء علیه السلام در روستای دارستان طنین انداز شد: - بارالها من حسینم جد من پیغمبر است.... ***
در میان دهقان های مومن اما خسته ی دارستان که فاصله بین طلوع تا غروب زندگیشان در سیصد و اندی از روزهای سال چه در نفس آتشین تابستان و چه در سوز دندان شکن زمستان با جمله ( الهی به امید تو ) کارمی کردند ، چشم های عاشق و دلهای لک زده ای پیدا می شد که در لابلای تکرار اینهمه روزمره گی منتظر بمانند در سالی ماهی و در ماهی دهه محرّمی از راه برسد که بتوانند ده روز با شمیم روح بخش تعزیت بر اهلبیت امام حسین ع هر بعد از ظهر در خانه وخمی(= وقفی )دارستان دور هم جمع شوند که روحی تازه شود ، اشکی بریزد و زنگاری از دل زدوده شود . تازه آنوقت بود که فرصتی پیش می آمد تا مردمک چشمانشان در گردش حرکات دست و شمشیر تعزیه خوانها بلغزد و دلشان آماده شود تا از صدای سوزناک جوانک خوش قد و بالایی که شبیه خوان نقش حضرت علی اکبر ع بود اشکشان بر آستانه چشم حلقه زند و عشقشان به فریاد رسد. یدالله هم که همان جوانک نقش علی اکبر ع بود از اینهمه اظهار ارادتی که از چشم ساده و بی آلایش تماشاچیان بر مصیبت کربلا می بارید منقلب می شد و همانطور که نقش را میخواند به سوی آنها برمی گشت ، با سوز خاصی آتش به دل تماشاچیان میزد و میگفت: مردم ، به قد و قامت یدالله نگاه نکنید بلکه قد و بالای علی اکبر امام حسین را ... و دیگر دلش تاب نمی آورد که جمله اش تمام شود خودش هم با شیون مردم همراه می شد و زار زار گریه میکرد .
زمانی هم بود که چشم تماشاچیان عزادار متوجه گوشه دیگری از خانه وخمی می شد. جایی که مخالف خوان تعزیه با پیراهن سرخش نمودار میشد. محمود شمر با جدیت تمام پاهایش را محکم به پهلوی اسب میزد تا در میان همان فضای خشت و خاکی خانه وخمی دارستان و جمعیتی که از روستاهای اطراف برای تماشا آمده بودند ، تاخت و تاز کند . از حالت خاص شعر خوانی محمود که با حرکات نمایشی هماهنگ او و اسبش عجین می نمود پیدا بود که تمام سعی خود را می کند تا راوی ماهری از حکایت تلخ بی حرمتی و بی وفایی کوفیان باشد. به تندی می خروشید تا حس دنیا طلبانه ی شمر بن ذی الجوشن را به تماشا بکشد و در میان دیده اشکبار تعزیه داران ، اسباب لعن و تنفّر آنها نسبت قاتلین شهدای کربلا را فراهم آورد.
*** آنروزها هنوز از بلندگوها و میکروفن های دنیای مدرنیته امروزی خبری نبود تا در گوشه ی شبیه خوانی روستایی دور افتاده جایی باز کنند و با چندین برابر قدرت بخشیدن به حجم صداها و تکرار واژه ها (= اکو ) رنگ و جلایی به صداها بدهند. هر چه بود صدا همان صدای معمولی تعزیه خوان ها بود که عاشقانه میخواندند. یقیناً دقت در زیر و بم و دانگ صداها چیزی نبود که مردم میخواستند ، بلکه آنچه آنها را پای تعزیه می نشاند شوق وافر به مشاهده روایت دیداریِ حادثه جانگداز واقعه کربلا بود . زنگ صدای نازک و پر سوز ملا معصومعلی بود که با جثه ریزنقش و تکیده اش برای نقش زینب س چادر به رخ می کشید و با سوز نهفته در صدایش میخواند: مگو ای برادر من....که تویی پناه زینب خلوص نیّت پنهان در حرکاتش کافی بود تا مرز ممنوعه احساسات را در نوردد و دل درمندی از شیفتگان حضرتش را در گوشه مجلس بلرزاند و بین عزاداران مجلس و اسرای مصیبت دیده خاندان اهل البیت س پیوند ایجاد کند.گِره ای مقدس و ناگسستنی از ورای سالها و قرن ها . *** اکنون سالهای زیادی از آن زمان سپری شده و از اهالی تعزیه که قریب به یک قرن پیش پرچمدار گریه بر حسین ابن علی ع در این روستا بودند دیگر کسی باقی نمانده و آن عاشقان سیدالشهداء ع به امید شفاعت مولای عطشانشان سر به دیار خاموشان گذارده و عطش زیارت تربت معلای مولای مظلومشان را با خود به تراب بردند. اما در خلال این سالها ، سالی نبوده که سنت تعزیه خوانی روستای دارستان رو به افول گذاشته باشد بلکه به لطف و نظر سرور شهیدان ع هر سال از رونق بهتر و جا افتاده تری برخوردار شده است. به نحوی که با گسترش جمعیت ، امکانات و افزایش افراد باسواد روستا اندک اندک تعزیه خوان هایی که پدرانشان تعزیه را از همان خانه وخمی دارستان شروع کرده بودند بعدها به این سنت دیرینه اجدادیشان وفادار مانده و بنای ترویج آن را حتی در روستاهای اطراف گزاردند و آنجا نیز خیمه تعزیت سیدالشهداء و هفتاد و دو یار با وفایش را بپا کردند که تعزیه خوانی روستای امیرآباد شول خود حالی از این موضوع است. *** تعزیه خوانی دارستان در سالهای پس از آن نیز کماکان ادامه یافت به گونه ای که در نسل بعد نه تنها این آتش ذوقِ خدمت که هدفش از نمایش دینی بیان عظمت قیام خونبار سال شصت و یک هجری و ذکر سوزناک مصیبت های آن بود کاسته نشد بلکه به مراتب پر فروغ تر هم شد . آنچه به این نمایش ارزش میداد همان قیام کربلائیان علیه ظلم و ستم بود. قیامی که در آن روح دین با ریختن خون بهترین انسانها تکوین یافت و در ریشه ی آن ، پیام بزرگ حسین ابن علی ع که فرمود : - من برای احیای سنت جدّم رسولخدا ص ( امر به معروف و نهی از منکر ) قیام کردم..
و این جمله تکان دهنده که خطاب به بی وفایان کوفی فرمودند: - اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید. در پرتو خون مقدس شهداء به همه ی آزادگان طول تاریخ بشریت ابلاغ شد.
باری ، در سالهای گذشته نسخه های دستنویس تعزیه دارستان پس از هر بار فرسودگی ، به خط کسانی که دستی به قلم داشتند و معمولاً خود نیز از عوامل مجالس تعزیه بودند باز نویسی می شد . از جمله کسانی که نیکو است در بازنویسی نُسَخ از او نامی برده شود سردار شهید احمد شول بود که خود نیز در زمان کودکی هنگام اجرای نقش حضرت سکینه س ، با لحن کودکانه اش اشک را مهمان چشمهای تماشاچیان تعزیه میکرد.
سردارشهید احمد شول در حال سخنرانی در جبهه و شک نیست که خاکبوسی این آستان پاک که در تربیت و پرورش احمد نقشی مهم داشت ، تا به جایی که سالها بعد هم مداح اهلبیت ع بود و هم از فرماندهان شایسته هشت سال دفاع مقدس ... و سرانجام نیز به آرزوی دیرینه اش که همان شهادت در راه خدا بود رسید. احمد لحظه ای از یاد مصائب کربلا غافل نماند به گونه ای که حتی در گوشه ای از وصیت نامه اش چنین رقم کرد: مادر اگر دلت برای من تنگ شد به یاد من که نه برای شهدای کربلا گریه کن. در دل سالهای نچندان دور مردم دارستان ، موافق خوان هایی مانند : حمدالله عزت آبادی ، جواد خواجویی ، هدایت عزت آبادی ، رحمت الله شول ، محمد عزت آبادی ، نبی الله خواجویی ، محمد ایزدی... و مخالف خوان هایی همچون: عنایت الله عزت آبادی ، احمد علی شول ،...نقشی به خاطرات زده اند. اما در بین مخالف خوانها ، مختار عزت آبادی که همه نقش شمر او را که از حفظ و با تسلط و دقت میخواند به خاطر دارند. در بین موافق خوانها نیز ، سید رضا موسویان که گهگاه در نقش امام ع تعزیه میخواند و بلحاظ مظلومیتی که در صدایش موج میزد و سیادتش ، نقشی دلنشین داشت.
اکنون نیز هر سال به همت جوانان مذهبی روستا ، در قالب هیئت تعزیه خوانی اباعبدالله الحسین ع در ایام سوگواری سالار شهیدان ، تعزیه خوانی همچنان با شور و حال خاصی برقرار است. این مراسم با توجه به رویکرد جوانان علاقمند به تعزیه در سالهای اخیر از رونق ویژه ای برخوردار بوده است. کیفیت و دقت در کشف استعدادها، امکانات جدید ، مکان مناسب و تمرین و سواد تعزیه خوان ها توانسته تعزیه خوانی دارستان را بیش از پیش مورد اقبال عمومی قرار دهد. در چند ساله ی اخیر سعی شده است حتی برای نقش کودکان تعزیه ، همسالان آنها را برای ایفای نقش انتخاب و با تمرین های مداوم ، نمایش قابل فهم تری از مصائب وارده بر اهل بیت سیدالشهداء ع و بالاخص کودکان کربلا ارائه شود. تعزیه خوان های جوان ، ادامه دهنده راه همان پیرغلامان تعزیه خوانی هستند که سالها علم و بیرق عزای حسین ع را زنده برپا داشتند. جوانان پرشور اکنون با علاقه وافر و خستگی ناپذیر حتی در خارج از ایام عاشورای حسینی و در دیگر ایام سوگواری ائمه هدی علیهم السلام مانند اربعین شهدای کربلا ، ایام شهادت بانوی دوعالم فاطمه زهرا سلام الله علیها ، نیز مراسم تعزیه خوانی را بر پا میدارند که مجموع تعداد مجالس آنها سیزده مجلس تعزیه خوانی در سال است. امید است خداوند به حرمت خون سرخ حسین ابن علی ع که بر زمین تفتیده ی کربلا ریخته شد همه دوستدارانش را در دنیا و آخرت مورد شفاعت خاصه آنحضرت قرار بدهد. انشاءالله
[ ] [ ] [ نویسنده : محمد شول ]
|
||||||||||||||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||||||||||||