تبليغاتX
دارستان

دارستان
کپی از مطالب و تصاویر این تارنما ممنوع است ! 
قالب وبلاگ


خلاصه :دارستان نام روستایی است در استان کرمان و ۲۹ کیلومتری شهرستان سیرجان. باغبانی و کشاورزی شغل اصلی مردم دارستان بوده و مهم ترین محصول کشاورزی آن پسته است.

مشروح:

موقعیت جغرافیایی
روستای دارستان در جنوب شرقی  بخش گلستان ( ملک آباد ) شهرستان سیرجان استان کرمان قرار دارد.
این روستا در طول جغرافیایی 54 درجه و 59 دقیقه تا 56 درجه و 28 دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی 28 درجه و 39 دقیقه تا 30 درجه شمالی قرار دارد.

مقر این روستا بستری دشت گونه است که توسط اراضی کشاورزی و باغات پسته محدود شده است. این دشت کویری بین کوههای مرکزی ایران و منتهی الیه زاگرس جنوبی قرار دارد. تصاویر ماهواره ای ، تعدد باغات پسته در حاشیه این روستا و روستاهای همجوار را به خوبی نشان می دهند.اما علیرغم توسعه کشاورزی در این منطقه ، روستای دارستان نسبت به روستاهای اطراف کمتر در حصار باغات پسته قرار گرفته و از هکتارها زمین آزاد برخوردار است که قطعاً در توسعه و پیشرفت آینده این روستا نسبت به سایر روستاها نقش بسیار مهمی ایفاء خواهد کرد.

 

 

دارستان چند سال قبل-2003- از فراز ماهواره :

دارستان جدید - 2012 - از فراز ماهواره:


مسیر نقلیه


 دارستان در کیلومتر 28 شهر سیرجان  قرار دارد . جاده مواصلاتی قدیم سیرجان در مسیر خود به سوی بندرعباس با گذر از نجف شهر ، ابراهیم اباد و ملک آباد ، از وسط روستای دارستان عبور می کند.

رضا شاه پهلوی در تبعید به جزیره موریس پس از یک شب اقامت در سیرجان ، از همین مسیر به سوی بندرعباس عبور کرده است.

 

 

زبان و گویش



زبان تکلم مردم دارستان فارسی بوده و خصوصیت بارزی که در مکالمات روزمره به چشم می خورد ادای بسیار سریع واژه ها و جملات است.

از جمله ویژگیهایی که به زیبایی زبان شیرین فارسی افزوده است استفاده از ضرب المثل است . به کمک ضرب المثل که هم کوتاه  کننده سخن و هم روشن کننده منظورِ گوینده است ، میتوان به مخاطب عام در فهم مطلب کمک کرد. استفاده از ضرب المثل در بین مردم دارستان رایج بوده و از جایگاه خوبی برخوردار است.

 
دین و عقاید

 دین مردم دارستان اسلام و مذهب آنها شیعه دوازده امامی است.

 

اقوام ، طوایف ، تیره ها

 شول ، خواجویی ،شیبانی و عباسپور ، به ترتیب پرجمعیت ترین خانوارهای دارستان را تشکیل می دهند. ازدواج هایی متعددی که در  طی سالیان دراز بین طوایف اصلی دارستان صورت گرفته است  علاوه بر ایجاد بستر همکاری ، زمینه توسعه و پیوند ان خانوارها را پدید آورده و تا حدود زیادی از بروز اختلاف های قومی جلوگیری نموده است.

 

 

امکانات

 

در سطح روستا :

دبستان - که پسرانه و دخترانه آن اخیراً هر دو در یک واحد آموزشی تک شیفت ادغام شده اند.

راهنمایی پسرانه

راهنمایی دخترانه

مسجد صاحب الزمان ( عج )

حسینیه اباعبدالله الحسین ( ع )

سالن اجتماعات حضرت ابوالفضل ( ع )

کتابخانه

سالن ورزشی و چند منظوره دارستان ـ در دست احداث ـ

زمین ورزشی فوتبال و والیبال

پست بانک

شرکت تعاونی روستایی

تعمیر گاه اداوت کشاورزی

تعمیرگاه ماشین های بنزینی

آپارات وسایل نقلیه

تابلو نویسی

مصالح ساختمانی

کارگاه ساخت بلوک و موزاییک

فروشگاه قطعات یدکی

جوش قطعات فلزی

عکاسی و فیلمبرداری

آرایشگاه مردانه

آرایشگاه زنانه

فروشگاه مواد غذایی

مجتمع و بازارچه لوازم مصرفی و خانگی

در شعاع دو کیلومتری روستا:

پمپ بنزین و نفت گاز

 باسکول دیجیتال و ترمینال ضبط و فرآوری پسته

قلعه سنگی بی بی دن – از مراکز تفریحی طبیعی

 

 

اشتغال

در کنار مشاغل ریز و درشت ،می توان از کشاورزی و صنایع دستی ( متمرکز بر گلیم بافی ) بعنوان مشاغل اصلی مردم روستای دارستان نام برد.

از دیگر مشاغل ، دامداری ، بنایی و کارگری ساختمان است که  دستمزد آن منبع درآمد عده ای  از خانوار ها محسوب می شود.

 


 همان گونه که بیان کردیم روستای دارستان دارای فعالیتهای کشاورزی و باغداری است. سطح خدمات محدود به خدمات آموزشی و تجاری است. منابع معدنی و صنعتی در حداقل ممکن ایجاد شده اند و صنایع محدود به پسته پاک کنی اکثرا خانگی و دستی است.
شغل عمده مردم روستا در زمینه کشاورزی و عمدتا از نوع باغداری است که به صورت مالک عمده یا خرده به تولید محصول پسته می پردازند و یا با کارگری در شرکت کشاورزی سیرجان بنیاد نقش عمده ای در تولید محصول پسته شهرستان دارند که نتیجه آن برداشت سالانه چندین هزار تن پسته از این منطقه و فروش به تجار عمده جهت صادرات این محصول به خارج از کشور است و با توجه به اینکه پسته دومین محصول صادراتی کشور پس از نفت و گران ترین محصول کشاورزی ایران محسوب می شود، لزوم سرمایه گذاری در این بخش کاملا احساس می شود.
 دامداری در این روستا عمدتا به شکل سنتی انجام می شود. اکثر اهالی به پرورش چند رأس گوسفند در خانه می پردازند که تولیدات آنها بیشتر جنبه خودمصرفی دارد. صنایع دستی مانند بافت «گلیم شریکی پیچ» که نوعی بافت خاص از گلیم است در روستای دارستان رایج است. این محصول توسط بانوان عمدتا در شهرستان سیرجان و به خصوص در روستای دارستان تولید و راهی بازارهای جهانی می شود

 

 

 

کشاورزی


در حوزه کشاورزی ، این روستا توانسته است چندین موتور پمپ آبرسانی باغات را تحت نفوذ خود قرار دهد که محصول عمده آنها پسته است.


 از لحاظ منابع آب کشاورزی روستای دارستان  ، در حال حاضر چشمه و رودخانه ای در این روستا جریان ندارد بلکه منابع آب کشاورزی را چند حلقه چاه تشکیل می دهند که در اطراف روستا قرار دارند و آب آنها توسط موتورها ی پمپ به سطح زمین هدایت می شود.
در سالیان دور، که کشت محصولاتی چون گندم و جو و ارزن و پنبه در زمینهای کشاورزی روستا رونق فراوان داشت، منبع اصلی تأمین آب کشاورزی قنوات مختلفی بود که یادگار پیشینیان بودند اما با رایج شدن حفر چاههای عمیق و استحصال آب از عمق زمین و کاهش بارندگی و خشک شدن قنات ها و عدم مرمت آنان، اراضی فراوانی زیر کشت باغات پسته رفته و سبب توسعه فعالیتهای کاربردی و کالبدی روستای دارستان شده است بطوریکه در حال حاضر آب کشاورزی باغات شرقی از موتور پمپ دانشکر، آب باغات شمالی از موتورپمپ توانایی و شهسوار، آب باغات غربی از موتور پمپ عبدل آباد، آب باغات جنوب غربی از موتور پمپهای غلامحسین رییس، فخرآباد و محمودآباد و آب باغات جنوبی از موتورپمپ حاج خاتون تأمین می شود و سالیانه چندین تن پسته خشک از باغات روستای دارستان تولید شده و توسط بازرگانان داخلی تحت عنوان پسته سیرجان – که در نوع خود یکی از مرغوبترین پسته های ایران به شمارمی آید - به کشورهای دیگر صادر می شود.


اقلیم ( آب، هوا، خاک )


عوامل مؤثر بر شکل گیری روستای دارستان:

1.           توانهای جغرافیایی

2.           منابع آب

3.           منابع خاک

4.           ارتباط و نحوه دسترسی

5.           وجود واحدهای خدماتی

6.           استفاده از تکنیک های جدید

7.           شیب مناسب زمین

 


روستای دارستان در منطقه ای خشک و کویری واقع شده است به همین دلیل آب و هوای آن ویژگیهای اقلیمی مناطق کویری درون فلاتی ایران را داراست که از مشخصات آن می توان به کمی بارندگی، دامنۀ نوسان حرارتی کم و بیش زیاد و خشکی را نام برد.
تابستانهای گرم و زمستان های سرد از خصوصیات این نوع اقلیم می باشد.

درجه حرارت:طبق اندازه گیریهای انجام شده، بیشترین دما مربوط به ماههای تیر و مرداد و کمترین آن مربوط به اسفندماه می باشد

رطوبت نسبی:
طبق اندازه گیریهای انجام شده، میزان رطوبت نسبی در آذر ماه به حداکثر خود و در ماههای خرداد و تیرماه به حداقل خود میرسد.

بارندگی:
بیشترین مقدار بارندگی روستای دارستان در فصل زمستان بوده که خود معلول جریانهای مدیترانه ای از غرب است و در فصل بهار نیز بارشها به صورت رگبارهای زودگذر دیده می شود.
منشأ اصلی بارشها در این روستا، جریانهای مرطوبی هستند که همراه مراکز کم فشار از اوایل آبان ماه تا اواخر اردیبهشت از غرب کشور وارد می شوند. این جریانها به علت بارندگی هایی فراوانی که در نواحی غرب انجام می دهند و همچنین عدم وجود مکانیسمهای تشدید بارندگی در بین راه، با بارش قابل ملاحظه ای در این روستا همراه نیستند.
بارندگی های تابستانه نیز تحت تأثیر جریانهای موسمی می باشند و مقدار بارندگی حاصل از آنان ناچیز است.


آب:
منبع آب شرب
منبع  آب شرب روستا، یک مجتمع آبرسانی است که در 4 کیلومتری روستای دارستان قرار دارد. این مجتمع شامل استخری به ارتفاع 5 متر است که علاوه بر روستای دارستان، تامین کننده آب شرب روستاهای امیرآباد شول و ملک آباد نیز می باشد.




سوانح طبیعی


در سالیان اخیر،در روستای دارستان، سوانح طبیعی مشهور و عمومی یعنی زلزله و سیل به صورت محدود و جزیی روی داده است.
با وجود اینکه گسل بلورد در مسیر عبور خود از نزدیکی این روستا عبور می کند اما در 50 سال گذشته زلزله مخربی در این روستا روی مشاهده نشده  و تنها در حد تکانهای جزیی، زلزله های خفیفی روی داده است.
وقوع سیل نیز در این روستا با توجه به موقعیت دشت گونه بودن چندان دور از انتظار نیست اما از شدت و تأثیر محدودی برخودار بوده است. شدیدترین و تأثیرگذارترین سیلی که در دهه های گذشته رخ داده است مربوط به سیلاب حوالی سال 1354 است که بیشتر موجب تخریب روستاهای همجوار شد  اما به روستای دارستان به بلحاظ دارا بودن سیل بند ( خاکریز ) آسیب جدی وارد نشده است.



پوشش گیاهی


جنگل و مرتعی در حاشیه روستای دارستان وجود ندارد. بیشتر اراضی اطراف روستا را باغات پسته پوشانیده اند که عمده آنها در قسمت شمال شرقی و جنوب و جنوب غربی روستا واقع شده اند.
بجز باغات پسته، پوشش گیاهی نواحی بیابانی منطقه شامل بوته های تیغ دار با برگهای سوزنی یا خاردار نظیر آدور و کهورک و بوته های فصلی مانند جلنگو و مَک ( = شیرین بیان ) می باشد.
وجود آب و هوای بیابانی و نیمه بیابانی این منطقه، دشت گونه بودن، کم بودن مقدار بارندگی و بادهای موسمی تابستانهای گرم و خشک و زمستانهایی سرد را پدید آورده است و این شرایط باعث عدم پوشش گیاهی ممتد در این منطقه شده است.



جمعیت

 

آمار و ارقام:


طبق محاسبات در سال 1385 هجری شمسی جمعیت روستای دارستان 1306 نفر می باشد که از این تعداد 687 نفر را مرد و 619 نفر را زن تشکیل می دهند.
آمار جمعیت روستای دارستان که در سال 1385 در پی سرشماری عمومی نفوس و مسکن مرکز آمار ایران اعلام شد از رسمیت بیشتری برخوردار است.

سیر تحولات جمعیتی:


روستای دارستان در سال 1345 شمسی به عنوان یک آبادی متوسط در سطح منطقه محسوب می شده و جمعیتی برابر با 469 نفر را در خود جای داده بود و این در شرایط بود که هنوز تغییرات اجتماعی – اقتصادی و کالبدی تمدن جدید به وجود نیامده بود و جمعیت سکونت گاهها وابسته به توانهای ارگانیک و طبیعی خود بوده است.
در سال 1355 جمعیت این روستا با رشدی 0.5 درصدی به 492 نفر رسید.
اما در سال 1365 جمعیت این روستا رشد قابل توجهی به مقدار 4.7 درصد را تجربه میکند و به عدد 777 نفر می رسد
در سال 1375 با رشد نسبی 3.1  درصد جمعیت روستا به 1055 نفر می رسد
در سال 1380 با رشد 2.5 درصد به 1193 نفر رسید.
و در سال 1385 جمعیت روستا با بالاترین رشد نسبی خود یعنی 4.8 درصد به عدد 1306 نفر رسیده و این روال رشد با سیر صعودی ادامه دارد. مضاف بر اینکه واگذاری مسکن جدید در دارستان که از حوالی سال 1387 در قالب شهرک جدید ، افزایش آمار جمعیت این روستا را سرعت زیادی بخشیده است.


بررسی ویژگیهای جمعیتی روستا:


الف) جمعیت ساکن روستا که به طور دائم در تمام فصول سال در این روستا ساکن بوده و عمدتا بومی هستند و در فعالیتهای اقتصادی روستا نقش مهمی دارند و تعداد آنها در سال 1386 در حدود 1306 نفر در غالب 300 خانوار بوده است

ب) جمعیت بومی غیر ساکن ( جمعیت فصلی ) که معمولا ساکن شهرستان سیرجان بوده و فقط در ایام تعطیل و فصل برداشت محصول به روستا می آیند علاوه بر آنها عده ای هم از روستاهای کفریز و برج شیله به منظور تحصیل و به عنوان دانش آموز در ابتدای سال تحصیلی ساکن روستا می شوند

ج) کارگران مهاجر شاغل در باغات پسته که عمدتا افغانی بوده و در فصول مختلف سال تعداد آنها به تناسب کارهای موجود در باغات تغییر می کند اما مهاجرت آنان به صورت غیر دائم است
قابل توجه این که از زمان تأسیس روستای دارستان اجازه سکونت دائم به هیچ  یک از مهاجران افغانی داده نشده است.

روند رشد جمعیت و پیش بینی جمعیت آینده روستا:

با احتساب نرخ رشد 4.8 درصدی جمعیت روستا در سال 1385 و ادامه این روند جمعیت روستا در پایان سال 1390 بالغ بر 1520 نفر پیش بینی می شود .

 

نقائص و کمبودها و بی توجهی ها – گله مندی از کم توجهی ها

 

مرکزیت دارستان

 
عدم گسترش حوزه نفوذ روستای دارستان به عوامل زیادی بستگی دارد که از مهمترین آنها بی توجهی تاریخی و  چندین دهه گذشتۀ مسئولین اجرایی شهرستان، به موقعیت ویژه این روستا جهت مرکزیت خدمات دهی به روستاهای مجاور است، که باعث تمرکز خدمات و امکانات در روستای ملک آباد گردیده است و دسترسی بهینه به خدمات را برای سایر مردم این دهستان مشکل نموده است، در صورتی که با کمی آینده نگری این دهستان می توانست به مرکزیت دارستان شکل گرفته و خدمات را بهتر و قابل دسترس تر ارائه می داد، اما به علت این ظلم تاریخی حوزه نفوذ این روستا کاهش پیدا کرده است.

 

کارگاه صنایع دستی

 

وجود کارگاه صنایع دستی که در سال 1354 زیر نظر سازمان صنایع دستی ایران در زمینی وسیع و دارای سالن و تاسیسات ساختمانی مناسب ، با هزینه  فراوانی اجراء و به بهره برداری رسیده است ، تنها در سالهای اولیه توسط زنان گلیم باف روستا مورد استفاده قرار می گرفت و اکنون سالهاست که راکد و بدون فعالیت مانده است.


وعده و وعید مسئولان هم برای احیا و استفاده  مفید از فضای  این کارگاه راه به جایی نبرده است و در همان مرحله طرح دادن و حیف و دریغ خوردن , عقیم مانده است.

این مقاله ادامه خواهد داشت...

 

برای مشاهده آمار و ارقام روی همین نوشته کلیک کنید.


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ نویسنده : محمد شول ]

 کلمه شول به تنهائی معنی" مرد جوان قدرتمند" را در زبان بختیاری دارد، و در شعر محلی " شول بختیار" بمعنی" بختیار دلاور" است. این کلمه در نام دومین شاه سومری از سلسله اورسوم بصورت " شول جی) بنظر معنی " دلاور خیز" را دارد. این پادشاه شاید نخستین شیر کش تاریخ باشد. او در یکی از کتیبه های خود که به ستایش از کارهای خود میپردازد، میگوید: آنقدر شیر کشتم ، که اکنون شبان ها بی هراس از شیر رمه خود را به چرا میبرند."

منبع :   http://www.loghatnaameh.com

 

در لغت نامه مرحوم علی اکبر دهخدا در مورد« شول » و آنچه به آن مربوط می شود آمده است که« شول » نام قبیله ای است از قبایل فارس که نخستین بار در لرستان سکونت داشت و در حدود سال 300 هجری قمری نیمی از لرستان را تحت فرماندهی خود قرار داده بود و بوسیله سیف الدین ماکان روزبهان – که اجداد او از دوره ساسانیان بر این منطقه حکومت داشتند – اداره می شد.

 

مورخان اسلامی اطلاع چندانی از « طایفه شول » نداده اند اما نوشته اند که در زمان حکومت حمدالله مستوفی ، به سال 748 هجری ، این بطوطه معروف در راه شیراز به کازرون به« قبیله شول » برخورد کرده است و گوید که : شول قبیله ای از عجم ها – فارسی زبانان – هستند که صحرا نشین اند و در بین آنها مردمانی پرهیزگار و متقی وجود دارد.

 

شهاب الدین العمری – متوفی به سال 749 هجری – گوید که قبیله شول با شبانکاره خویشاوندی مستحکمی دارند.

آنگونه که پیداست کوچ کردن شول ها و تمایل آنها به جنگ و پیکار و حمله های مکرر قبیله های مجاور به قبیله شول از علل فروپاشی و مستهلک شده این قبیله بوده است به گونه ای که اکنون در منطقه فارس آثار بسیار اندکی از آنها بجا مانده و شاید « قریه شولی » که در خارج شهر بوده آخرین دژ قبیله « شول » بوده است. از سبک معماری این دژ پیداست که شول ها در حفظ و نگهداری سنتهای ایرانی و خصوصیات آن بسیار کوشا بوده اند.

 

در تاریخ غازان صفحه 287 و تاریخ جهانگشای جوینی جلد 2 صفحه 114 نیز نقل شده است: « شول » همچنین نام ایالتی است در چین و چون اسکندر کبیر این شهر را فتح کرد، شول و خمدان را در آن بنا کرد. بعضی برآنند که « خمدان » همان شهر مارکوارت   است و در جائی دیگر گفته است کلمه « شول » چون در ترکی به معنای« شنزارهای بیابان » است می تواند ترجمه چینی « شاچو » یعنی شنزار – شهر شنها – باشد.

 

در فارسنامه ناصری آمده است: « شول » علاوه بر اینکه نام چند قریه در استان فارس است نام رودخانه ای است به نام رودخانه شول در همان بلاد که آبش شیرین و گواراست و به رودخانه کامفیروز می پیوندد.

 

در کتاب « سرزمین های خلافت شرقی » گفته شده است که: « شولستان » بلوکی است از توابع  شاپور کازرون که طایفه ممسنی در آنجا ساکنند. در زمان ابن بطوطه به

همین سرزمین « بلاد الشول » می گفته اند و امروزه به « شولستان » معروف است.

 

در گذشته ای دورتر پس از مهاجرت نخستین اقوام ایرانی _ آریایی ها _ از سرزمین های سرد سیبری به خاک ایران و بعدها مراجعت گروههایی از آنها به سرزمین های خوش و هواتر – اروپای فعلی – موجب پراکندگی برخی ز اقوام آریایی شد. گفته می شود که در اعصار مختلف ، برادر خواندگی ژرمن ها – آلمان ها – و ایرانی بر چنین باوری استوار  بوده است که اقوام شول از قدیمی ترین طوایف ایرانی می باشند.

 

مرحوم علی اکبر بختیاری – مورخ سیرجانی – گفته است: قبایل شول با انوشیروان پادشاه ایران سر مخالفت و طغیان برداشتند، به گونه ای که انوشیروان همه را قتل  عام کرد و تنها هشتاد نفر از آنها که باقی مانده بودند، از منطقه فارس متواری شده و درنزدیکی کوه خواجویی سیرجان سکنی گزیدند و بعدها خانواده های این بازماندگان در امیرآباد شول و دارستان سیرجان ساکن شدند .

 در دانشنامه ویکی پدیا آمده است:

ابن بطوطه که در سال ۷۳۰ هَ. ق. کازرون را دیده‌است گوید اطراف کازرون را بلادالشول گویند و امروز به شولستان معروف است. (سرزمینهای خلافت شرقی لسترنج ص ۲۸۸). «بلادالشول » نام بلوکی است در فارس . این ناحیه در دوره ٔ ساسانیان داخل در منطقه ٔ شاپورخوره بود و قصبه ٔ آن را شاپور اول بنا نهاد و در سال ۲۳ ق. / ۶۴۳ م. عثمان بن ابی العاص این منطقه را به تصرف درآورد. شولستان پس از یک دوره ٔ ویرانی مجدداً در عهد اتابک چاولی (متوفی در ۵۱۰ هَ . ق . دست نشانده سلجوقیان) آبادگردید و در اواخر دوره صفویه یا پس از قیام نادر جنگجویان لرممسنی، شولستان را تصرف نمودند و این ناحیه بدیشان منسوب گردید و اینک آن را بلوک ممسنی خوانند که مساحت آن ۱۰۰ * ۶۰ میل مربع و محدود است از مشرق به کام فیروز و اردکان و از شمال و غرب زرگرد و لرستان و کهگیلویه و از جنوب کازرون و کوه مره شگفت.

جایی نیز در مورد شول و روستاها و قصبه هایی که به نام شول است نوشته بود:

شول: (اِخ ) نام قبیله ای است از قبایل فارس . این قبیله نخستین بار در لرستان سکونت داشت و در حدود سال 300 هَ . ق . نیمی از لرستان را تحت فرماندهی قرار داده بود و بوسیله ٔ سیف الدین ماکان روزبهان (که اجداد او از دوره ٔ ساسانیان بر این منطقه حکومت داشتند) اداره میشد و او را با لقب پیشوا میخواندند. مورخان اسلامی اطلاعی از این قبیله نداده اند، ولی نجم الدین که از نوادگان او بود در زمان حمداﷲ مستوفی در این منطقه حکومت میکرد. ابن بطوطه (748 هَ . ق .) در راه شیراز به کازرون به قبیله ٔ شول برخورد کرده است و گوید که آنان قبیله ای از اعاجم اند که صحرانشینندو میان آنها مردمانی پرهیزگار و متقی وجود دارد. شهاب الدین العمری (متوفی بسال 749 هَ . ق .) گوید که قبیله ٔ شول با شبانکاره خویشاوندی مستحکمی دارند. اجمالاً کوچیدن شولها و تمایل آنان به جنگ و پیکار و حمله های قبایل مجاور علیه آنها از علل ازهم پاشیدگی ایشان و مستهلک شدنشان در دیگران بوده است و اکنون در منطقه ٔ فارس آثار مختصری از آنان بجای مانده است مانند:شول گب (کوهی در شمال بوشهر)، داره شولی (قبیله ای ازقشقائی )، دو قریه بنام شول یکی نزدیک دالکی و دیگری نزدیک شمال غرب شیراز است و شاید قریه ٔ شولی که در خارج شهر بوده است آخرین دژ قبیله ٔ شول بوده و از سبک معماری خانه ها پیداست که در حفظ و نگاهداری سنتهای ایرانی و خصوصیات آن میکوشیدند. رجوع به دائرة المعارف اسلام و فهرست اعلام تاریخ گزیده و تاریخ غازان ص 287 و تاریخ جهانگشای جوینی ج 2 ص 114


از لور و شول و فارس صدهزار مرد پیاده جمع کنیم . (جهانگشای جوینی ). در آنجالشکری بسیار از کرد و ترکمان و شول بودند. (ذیل جامعالتواریخ رشیدی ).
- بلادالشول . رجوع به شولستان شود.

شول: [ ش َ ] (ع اِ) آب اندك و باقيمانده دربن مشك و جز آن . (منتهي الارب ). ج ، اشوال . (از اقرب الموارد). باقي آب در جوي . (مهذب الاسماء)....
شول : [ ش ُوْ وَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ شائل . (منتهي الارب ). رجوع به شائل شود.
شول :[ ش َ وِ ] (ع ص ) رجل شول ؛ مرد سبك و چالاك در كار خدمت و حاجت و شتاب . (منتهي الارب ) (از اقرب الموارد).
شول :[ ش َ ] (ع مص ) شَوَلان .برداشتن شتر ماده دُم را. (منتهي الارب ) (از اقرب الموارد). برداشتن ستور و اشتر دنبال را. برداشته شدن دنبال . ...
شول : (اِخ ) نام ايالتي است در چين و قدامة نويسد: اسكندر اكبر اين شهر را فتح نمود و «شول و خمدان » را در آن بنا كرد و بعضي بر آنند كه ايالت ...
شول : (اِخ ) نام محلي در حومه ٔ شيراز واقع در نه فرسخي ميانه ٔ شمال و مغرب شيراز. (از فارسنامه ٔ ناصري ).
شول : (اِخ ) قريه اي است در چهارفرسخي مغربي پالنگري فارس . (از فارسنامه ٔ ناصري ).
شول : (اِخ ) دهي است در دو فرسخ و نيم ميانه ٔ جنوب و مشرق گله دار فارس . (از فارسنامه ٔ ناصري ).
شول : (اِخ ) دهي است در پنج فرسخ بيشتر ميانه ٔ شمال و مغرب گاوكان فارس . (از فارسنامه ٔ ناصري ).
شول : (اِخ ) دهي است در يك فرسخ بيشتر در شمال فتح آباد فارس . (از فارسنامه ٔ ناصري ).

شول : (اِخ ) نام محلي كنار راه شيراز به اردكان ميان گلستان و سنگر در 60500گزي شيراز. (يادداشت مؤلف ).
شول : (اِخ ) (... كامفيروز) نام رودخانه اي در فارس آبش شيرين و گوارا است كه از آب چشمه ٔ سرقدم برخيزد و چندين ده كام فيروز را آب دهد و در ن...
شول گپ:[ گ َ ] (اِخ ) نام قصبه ٔ گناوه است به فارس.(از فارسنامه ٔ ناصري ).
ده شول : [ دِه ْ ] (اِخ ) دهي است از دهستان كوغر بخش بافت شهرستان سيرجان . واقع در38هزارگزي شمال باختري بافت . سكنه ٔ آن 155 تن .
كرد شول : [ ] (اِخ ) دهي است در چهار فرسنگ و نيمي مشرق آسپاس . (فارسنامه ٔ ناصري ).

كرد شول . [ ك ُ دِ ] (اِخ ) دهي است يك فرسنگ و نيم ميانه ٔ جنوب و مغرب مرغاب . (فارسنامه ٔ ناصري ).

در تاریخ گزیده عبدالله مستوفی آمده است:

  • اتابک هزاراسپ که مهین و بهین همه بود، قائم مقام پدر شد و عدل و داد ورزید . در عهد او ملک لرستان رشک بهشت گشت و بدین سبب اقوام بسیار از جبل السماق شام (کردستان سوریه کنونی) بدو پیوستند:

آسترکی، مما کویه، بختیاری، جوانکی بیدانیان، زاهدیان، علائی، کوتوند، بتوند، بوازکی، شوند، زاکی، جاکی، هارونی، اشکی، کوی لیراوی، ممویی، یحفومی، کمانکشی، مماسنی، ارملکی، توانی، کسدانی، مدیحه، اکورد، کولارد و دیگر قبائل که انساب ایشان معلوم نیست.

چون این جماعت به هزار اسف و برادران پیوستند، ایشان را قوت و شوکت زیاد شد . بقایای شولان را به زخم شمشیر از ان ولایت بیرون کردند و یکبار بر ان دیار مستولی شدند . پس دیار شولستان نیز مسخر کردند و شولان منهزم به فارس رفتند.

برای ارتباط شاه فیروز و شول ها روی این همین نوشته کلیک کنید

دوستان خواننده چنانچه منابع و یا اطلاعی در مورد این بحث دارید اعلام فرمایید تا در جمع بندی این مطالب از آن استفاده نمایم.

منابع:

  • دایرة المعارف اسلام
  • لغت نامه دهخدا
  • جغرافی غرب ایران ص ۴۴
  • تاریخ عصر حافظ ج ۱ (فهرست اعلام )
  • تاریخ گزیده (فهرست اعلام )
  • نزهةالقلوب ج ۳ ص ۷۰
  • تاریخ مغول
  • روضات الجنات ص ۴۰۸
  • حبیب السیر چ تهران ص ۹۲، ۱۰۲ و ۱۰۷
  • المنجد فهرست اعلام


  • --------------------------------------------

    کلید واژه ها: شول ، طایفه شول ، قریه شولی ، رودخانه شول ، بلاد الشول ، شولستان ، اقوام شول ، قبایل شول ، امیرآباد شول ، دارستان سیرجان ، کوه خواجویی سیرجان ، شول و خمدان ، بلوک ممسنی ، سرزمینهای خلافت شرقی ، تاریخ غازان ، تاریخ جهانگشای جوینی ، جغرافیای غرب ایران ، دایره المعارف اسلامی

    [ ] [ ] [ نویسنده : محمد شول ]

    با افتخار در این پست تعدادی نرم افزار موبایل را معرفی می کنیم که آماده دانلود می باشند. نرم افزارهای معرفی شده در این قسمت  به همت و طراحی آقای اصغر شول  که از معلمان روستای دارستان هستند طراحی و آپلود شده اند. برای ایشان آرزوی توفیق داریم. 

     

    دانلود نرم افزار کتاب موبایل زندگانی حضرت ابوالفضل العباس (ع)

    دانلود کتاب موبایل - نرم افزار موبایل داستانهایی از انوار آسمانی

     
     
    [ ] [ ] [ نویسنده : محمد شول ]

    بالاخره پس از سالها انتظار ورزشکاران دارستان ، که در رشته های مختلف ورزشی حائز رتبه های استانی و کشوری هستند ، سالن سرپوشیده ورزشی دارستان آغاز شد.

    در آینده اطلاعات جامع تری از کم و کیف این پروژه ورزشی در اختیارتان خواهیم گذاشت

    [ ] [ ] [ نویسنده : محمد شول ]
    برج شیله- وبلاگ دارستان

    تصویری را که مشاهده می کنید بنای نو سازی است در روستای برج شیله حیدری.

    زمان عکسبرداری شخص خاصی را حوالی این بنا ندیدم که از او در مورد چه و چگونگی این بنا صحبت کنم.

    بنظز میرسد مناره های یک مسجد و یا سردرب ورودی یک هیئت عزاداری باشد.

    [ ] [ ] [ نویسنده : محمد شول ]

     

    تاریخچه تعزیه دارستان - وبلاگ دارستان

    راوی: محمد شول

    ************

     در حافظه ی پیرمردان روستا انگار همین دیروز بود... هشتاد و پنج سال قبل که برای نخستین بار نوای غمبار تعزیه خوانی سیدالشهداء علیه السلام در روستای دارستان طنین انداز شد:

    -        بارالها من حسینم جد من پیغمبر است....

    ***

     

    در میان دهقان های مومن اما خسته ی دارستان که فاصله بین طلوع تا غروب زندگیشان در سیصد و اندی از روزهای سال چه در نفس آتشین تابستان و چه در سوز دندان شکن زمستان با جمله ( الهی به امید تو ) کارمی کردند ، چشم های عاشق و دلهای لک زده ای پیدا می شد که در لابلای تکرار اینهمه روزمره گی منتظر بمانند در سالی ماهی و در ماهی دهه محرّمی از راه برسد که بتوانند ده روز با شمیم روح بخش تعزیت بر اهلبیت امام حسین ع هر بعد از ظهر در خانه وخمی(= وقفی )دارستان دور هم جمع شوند که روحی تازه شود ، اشکی بریزد و زنگاری از دل زدوده شود . تازه آنوقت بود که فرصتی پیش می آمد تا مردمک چشمانشان در گردش حرکات دست و شمشیر تعزیه خوانها بلغزد و دلشان آماده شود تا از صدای سوزناک  جوانک خوش قد و بالایی که  شبیه خوان نقش حضرت علی اکبر ع بود اشکشان بر آستانه چشم حلقه زند و عشقشان به فریاد رسد.

     یدالله هم که همان جوانک نقش علی اکبر ع  بود از اینهمه اظهار ارادتی که از چشم  ساده و بی آلایش تماشاچیان بر مصیبت کربلا می بارید منقلب می شد و همانطور که نقش را میخواند به سوی آنها برمی گشت ، با سوز خاصی آتش به دل تماشاچیان میزد و میگفت: مردم ، به قد و قامت یدالله نگاه نکنید بلکه قد و بالای علی اکبر امام حسین را  ... و  دیگر دلش تاب نمی آورد که جمله اش تمام شود  خودش هم با شیون مردم همراه می شد و زار زار گریه میکرد .




    زمانی هم بود که چشم تماشاچیان عزادار متوجه گوشه دیگری از خانه وخمی می شد. جایی که مخالف خوان تعزیه با پیراهن سرخش نمودار میشد. محمود شمر با جدیت تمام پاهایش را محکم به پهلوی اسب میزد تا در میان همان فضای خشت و خاکی خانه وخمی دارستان و جمعیتی که از روستاهای اطراف برای تماشا آمده بودند ، تاخت و تاز کند .


    از حالت خاص شعر خوانی محمود که با حرکات  نمایشی هماهنگ او و اسبش عجین می نمود پیدا بود که تمام سعی خود را می کند تا راوی ماهری از حکایت تلخ بی حرمتی و بی وفایی کوفیان باشد. به تندی می خروشید تا حس دنیا طلبانه ی شمر بن ذی الجوشن را به تماشا بکشد و در میان دیده اشکبار تعزیه داران ، اسباب لعن و تنفّر آنها نسبت قاتلین شهدای کربلا را فراهم آورد.


    ***

    آنروزها هنوز از بلندگوها و میکروفن های دنیای مدرنیته امروزی خبری نبود تا در گوشه ی شبیه خوانی روستایی دور افتاده جایی باز کنند و با چندین برابر  قدرت بخشیدن به حجم صداها و تکرار واژه ها (= اکو ) رنگ و جلایی به صداها بدهند. هر چه بود صدا همان صدای معمولی تعزیه خوان ها بود که عاشقانه میخواندند. یقیناً دقت در زیر و بم و دانگ صداها چیزی نبود که مردم میخواستند ، بلکه آنچه آنها را پای تعزیه می نشاند شوق وافر به  مشاهده روایت دیداریِ حادثه جانگداز واقعه کربلا بود .

     زنگ صدای نازک و پر سوز ملا معصومعلی بود که با جثه ریزنقش و تکیده اش برای نقش زینب س چادر به رخ می کشید و  با سوز نهفته در صدایش  میخواند:

    مگو ای برادر من....که تویی پناه زینب

    خلوص نیّت پنهان در حرکاتش کافی بود تا مرز ممنوعه احساسات را در نوردد و دل درمندی از شیفتگان حضرتش را در گوشه مجلس بلرزاند و بین عزاداران مجلس و اسرای مصیبت دیده خاندان اهل البیت س پیوند ایجاد کند.گِره ای مقدس و ناگسستنی از ورای سالها و قرن ها .


    ***

    اکنون سالهای زیادی از آن زمان سپری شده و از اهالی تعزیه که قریب به یک قرن پیش پرچمدار گریه بر حسین ابن علی ع  در این روستا بودند دیگر کسی باقی نمانده و آن عاشقان سیدالشهداء ع به امید شفاعت مولای عطشانشان سر به دیار خاموشان گذارده و عطش زیارت تربت معلای مولای مظلومشان را با خود به تراب بردند. اما در خلال این سالها ، سالی نبوده که سنت تعزیه خوانی روستای دارستان  رو به افول گذاشته باشد بلکه به لطف و نظر سرور شهیدان ع  هر سال از رونق بهتر و جا افتاده تری برخوردار شده است. به نحوی که با گسترش جمعیت ، امکانات و افزایش افراد باسواد روستا اندک اندک تعزیه خوان هایی که پدرانشان تعزیه را از همان خانه وخمی دارستان شروع کرده بودند بعدها به این سنت دیرینه اجدادیشان وفادار مانده و بنای ترویج آن را حتی در روستاهای اطراف گزاردند و آنجا نیز خیمه تعزیت سیدالشهداء و هفتاد و دو یار با وفایش را بپا کردند که تعزیه خوانی روستای امیرآباد شول خود حالی از این موضوع است.


     ***

    تعزیه خوانی دارستان در سالهای پس از آن نیز کماکان ادامه یافت به گونه ای که در نسل  بعد  نه تنها این آتش ذوقِ  خدمت  که هدفش از  نمایش دینی  بیان  عظمت قیام خونبار سال شصت و یک هجری و ذکر سوزناک مصیبت های آن بود کاسته نشد بلکه به مراتب پر فروغ تر هم شد . آنچه به این نمایش ارزش میداد همان قیام  کربلائیان علیه ظلم و ستم بود. قیامی که در آن روح دین با ریختن خون بهترین انسانها تکوین یافت و در ریشه ی آن ،  پیام بزرگ حسین ابن علی ع که فرمود :

    -        من برای احیای سنت جدّم رسولخدا ص ( امر به معروف و نهی از منکر ) قیام کردم..


    و این جمله تکان دهنده که خطاب به بی وفایان کوفی فرمودند:

    - اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید.

     در پرتو خون مقدس شهداء به همه ی آزادگان طول تاریخ بشریت ابلاغ شد.


    باری ، در سالهای گذشته نسخه های دستنویس تعزیه دارستان پس از هر بار فرسودگی ، به خط کسانی که دستی به قلم داشتند و معمولاً خود نیز از عوامل مجالس تعزیه بودند باز نویسی می شد .

    از جمله کسانی که نیکو است در بازنویسی نُسَخ از او نامی برده شود سردار شهید احمد شول بود که خود نیز در زمان کودکی هنگام اجرای نقش حضرت سکینه س ، با لحن کودکانه اش اشک را مهمان چشمهای تماشاچیان تعزیه میکرد.

    سردارشهید احمد شول- وبلاگ دارستان

    سردارشهید احمد شول در حال سخنرانی در جبهه

    و شک نیست که خاکبوسی این آستان پاک که در تربیت و پرورش احمد نقشی مهم داشت ، تا به جایی که سالها بعد هم مداح اهلبیت ع بود و هم از فرماندهان شایسته هشت سال دفاع مقدس ... و سرانجام نیز به آرزوی دیرینه اش که همان شهادت در راه خدا بود رسید. احمد لحظه ای از یاد مصائب کربلا غافل نماند به گونه ای که حتی در گوشه ای از وصیت نامه اش  چنین رقم کرد:

     مادر اگر دلت برای من تنگ شد به یاد من که نه برای شهدای کربلا گریه کن.


    در دل  سالهای نچندان دور مردم دارستان ، موافق خوان هایی مانند : حمدالله عزت آبادی ، جواد خواجویی ، هدایت عزت آبادی ، رحمت الله شول ، محمد عزت آبادی ، نبی الله خواجویی ، محمد ایزدی... و مخالف خوان هایی همچون: عنایت الله عزت آبادی ،  احمد علی شول ،...نقشی به خاطرات زده اند. اما در بین مخالف خوانها ، مختار عزت آبادی که همه  نقش شمر او  را که از حفظ و با تسلط و دقت میخواند به خاطر دارند.  در بین موافق خوانها نیز ، سید رضا موسویان که گهگاه در نقش امام ع تعزیه میخواند و بلحاظ مظلومیتی که در صدایش موج میزد و سیادتش ، نقشی دلنشین داشت.






    ***


    اکنون نیز هر سال به همت جوانان مذهبی روستا ، در قالب هیئت تعزیه خوانی اباعبدالله الحسین ع در ایام سوگواری سالار شهیدان ، تعزیه خوانی همچنان با شور و حال خاصی برقرار است.

    این مراسم با توجه به رویکرد جوانان علاقمند به تعزیه در سالهای اخیر از رونق ویژه ای برخوردار بوده است. کیفیت و دقت در کشف استعدادها، امکانات جدید ، مکان مناسب و تمرین و سواد تعزیه خوان ها توانسته تعزیه خوانی دارستان را بیش از پیش مورد اقبال عمومی قرار دهد. در چند ساله ی اخیر سعی شده است حتی برای نقش کودکان تعزیه ، همسالان آنها را برای ایفای نقش انتخاب و با تمرین های مداوم ، نمایش قابل فهم تری از مصائب وارده بر اهل بیت سیدالشهداء ع و بالاخص کودکان کربلا  ارائه شود.

    تعزیه خوان های جوان ، ادامه دهنده راه همان پیرغلامان تعزیه خوانی هستند که سالها علم و بیرق عزای حسین ع را زنده برپا داشتند. جوانان پرشور اکنون با علاقه وافر و خستگی ناپذیر حتی در خارج از ایام عاشورای حسینی و در دیگر ایام سوگواری ائمه هدی علیهم السلام مانند اربعین شهدای کربلا ، ایام شهادت بانوی دوعالم فاطمه زهرا سلام الله علیها ، نیز مراسم تعزیه خوانی را بر پا میدارند که مجموع تعداد مجالس آنها سیزده مجلس تعزیه خوانی در سال است.

    امید است خداوند به حرمت خون سرخ حسین ابن علی ع که بر زمین تفتیده ی کربلا ریخته شد همه دوستدارانش را در دنیا و آخرت مورد شفاعت خاصه آنحضرت قرار بدهد. انشاءالله

    کلید واژه: تعزیه خوانی+قدمت تعزیه خوانی+تعزیه خوانان قدیم+نسخه های تعزیه+تاریخچه تعزیه+تعزیه خوانی در روستا+تعزیه خوانی در سیرجان+تعزیه خوانی در روستای دارستان+تعزیه چگونه شروع شد+خاطرات تعزیه+ خاطرات تعزیه خوانی+دانلود تعزیه+دانلود نسخه های تعزیه+تعزیه قدیم+تعزیه جدید+تعزیه چیست+نقش علی اکبر + نقش ابوالفضل+نقش شمر+نقش امام+

    [ ] [ ] [ نویسنده : محمد شول ]
    .: Weblog Themes By WeblogSkin :.
    درباره وبلاگ

    این وبلاگ در :
    سایت جامع گردشگری ایران
    وبلاگ روستاهای ایران
    موسسه گردشگری صفیر پویان
    معرفی و ثبت شده است.
    ____________________
    آدرس سایت کامل دارستان:
    www.darestan.cc.cc
    که در آینده شروع به کار خواهد کرد.

    امکانات وب
    بک لينک